مظهر است در موضع مضمر اشارت بر آنكه آنهاى نيكوكار را حرجى و گناهى نيست
وَ اللَّهُ غَفُورٌ
و خداى تعالى آمرزندهء گناهانست
رَحِيمٌ
مهربانست بر خلايق لهذا رخصت ميدهد معذورين بعذر صحيح را از بيرون نيامدن براى جهاد .
وَ لا عَلَى الَّذِينَ
و نيست گناهى و عتابى بر آنان كه
إِذا ما أَتَوْكَ
چون آمدند بسوى تو
لِتَحْمِلَهُمْ
تا تو ايشان را سوار كنى و با خود بجهاد برى
قُلْتَ
حالكونى كه بتحقيق گفتى تو مر ايشان را كه :
لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ
نمىيابم چيزى را كه شما را سوار كنم بر آن يا آنكه نعلى شما را بپوشانم چنانچه على بن ابراهيم گفته : « سألوا نعلا يلبسونها » يعنى ايشان چون پا برهنه بودند از حضرت استدعاء نعلى كردند كه تا آن را بپوشند از جملهء رجالهء اهل جهاد باشند
تَوَلَّوْا
جوب شرط است يعنى چون آمدند ايشان به خدمت تو در حالتى كه تو اينچنين جواب گفتى بر گشتند از پيش تو
وَ أَعْيُنُهُمْ
در حالتى كه چشمهاى ايشان
تَفِيضُ
روان ميشد
مِنَ الدَّمْعِ
از اشك يعنى در حالتى كه از چشمهاى ايشان اشك ندامت ميريخت ، لهذا ايشان ملقب به « بكاؤن » بمعنى گريه كنندگان شدند
حَزَناً
بواسطهء اندوهگين شدن ايشان
أَلَّا يَجِدُوا
به اينكه نمىيافتند
ما يُنْفِقُونَ
آنچه را كه به آن نفقه خود كنند در سفر و در خدمت تو جانفشانى نمايند لهذا ايشان را گناهى و عتابى نيست
إِنَّمَا السَّبِيلُ
جزين نيست كه راه گناه و عتاب گشاده است
عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ
بر آنكه طلب اذن ميكنند از تو
وَ هُمْ أَغْنِياءُ
و حال آنكه ايشان توانگرانند و اسباب سفر براى ايشان آماده است
رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا
راضى شدند به اينكه باشند
مَعَ الْخَوالِفِ
با پس ماندگان مانند نساء على بن ابراهيم گويد كه : ايشان هشتاد كس بودند از قبايل متفرقه
وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ
و مهر خذلان نهاده خداى تعالى بر دلهاى ايشان
فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
پس ايشان نمىدانند بدى عاقبت آن را .
و چون جمعى بعد از آمدن حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله از حرب تبوك بمدينه بدروغ