قالَ
گويد عيسى :
سُبْحانَكَ
منزه ميسازم تو را منزه ساختنى
ما يَكُونُ لِي
نسزد و نشايد مرا
أَنْ أَقُولَ
اينكه بگويم
ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ
چيزى را كه نيست مرا گفتن آن جايز و سزاوار
إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ
اگر بودهأم من كه گفته باشم آن را
فَقَدْ عَلِمْتَهُ
پس بتحقيق تو دانستهاى آن را
تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي
ميدانى تو آنچه در ذات من است يعنى آنچه را كه من مخفى ميدارم
وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
و نمىدانم من آنچه در ذات تست يعنى آنچه را كه تو مخفى ميدارى
إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
بدرستى كه تو داناى مخفياتى .
ما قُلْتُ لَهُمْ
نگفتم مر ايشان را
إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ
مگر آنچه تو أمر كردى مرا به گفتن آن :
در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو ميگويم
و گفتم بايشان :
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ
به اينكه عبادت كنيد خداى مستجمع جميع صفات كمال را كه
رَبِّي وَ رَبَّكُمْ
پروردگار من و پروردگار شماست
وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً
و بودم من بر افعال و اقوال ايشان گواه و هميشه منع ميكردم ايشان را از گفتن اين نوع حرفها و اعتقاد نمودن بر آن
ما دُمْتُ فِيهِمْ
مادامى كه بودم من در ميان ايشان
فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي
التوفى أخذ الشيء وافيا ، يعنى پس آن هنگام كه فرا گرفتى مرا فرا گرفتن تمام و به آسمان بردى چنانچه حق تعالى در آيهء ديگر فرموده : «
إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ
»
كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ
بودى تو نگهبان ايشان و عالم بحقايق حالات ايشان
وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
و تو بر همه چيز واقف و مطلعى .
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ
اگر عذاب كنى تو ايشان را
فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ
پس بدرستى كه ايشان بندگان تواند و ميدانى كه موجبات عذاب از ايشان ناشى شده
وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ
و اگر بيامرزى
فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ
پس بدرستى كه تو غالبى و قادر بر عذاب و غفران
الْحَكِيمُ
دانا بمصالح امور .
قالَ اللَّهُ
گويد خداى تعالى :
هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ
اين روز قيامت