ركون بر تخت فلك به مشاهدهء ملك او نشانده و با رفعت درجات در مرتبهء ثبات ، گوى اقامت « 1 » در ميدان استقامتش افكنده ، ثريا را به نويد نجات و قدوم ثبات چون چراغهاى شب برات در درج برج آسمان مجتمع گردانيده ، نسر واقع را چون كفّهء ترازوى دكان آسمان بر سر حلقهء سيمين و زنجير زرّين معلق او آويخته ، نسر طاير را بر مثال عمود ميزان با سه سوراخ دو برد « 2 » كران يكى در ميان ميدان آسمان نورانى درآورده ، بنات النّعش را چون هفت آيهء سبع مثانى بر ورق هفت طبق آسمانى نمودار اين هفت سبع قرآنى كرده ، سهيل يمين را چون خاتون ختنى در فضاى آسمانى به جلوهء ناز درآورده ، فرقد را در مرقد فيروزى با لباس نوروزى برآراسته .
حاصل هر يك ازين ثابت و سيار كه برين هفت فلك ، شش جهات مرايا « 3 » به صنايف برايا مىنمايد . همه دليل بر وحدانيّت صانعاند سبحانه و تعالى كه در ميدان فلك سبّاح و در عمان آسمان فجاج و در طلب طربفزاى عشق و محبّت حضرت جلال احديّت جلّ ذكرهاند چنان كه شيخ كنجه قدس اللّه سرّه بدين معنى فرمود « 4 » .
بيت
خبر دارى كه سياحان [ سباحان ] افلاك * چرا گردند گرد تختهء خاك
در آن محرابگه معبودشان كيست ؟ * وزين آمد شدن مقصودشان چيست ؟
چه مىخواهند ازين محمل كشيدن ؟ * چه مىجويند ازين منزل بريدن ؟
چرا اين ثابت است آن منقلب نام ؟ * كه گفت آن را بجنب اين را بيارام ؟
مشو فتنه برين بتها كه هستند * كه اين بتها نه خود را مىپرستند
همه هستند بر گردان چه پرگار * پديدآرندهء خود را طلب كار
بعد از آن كه از دلايل سماوى همه شنيدى ، از شواهد ارضى نبذى استماع نماى .
هامش
( 1 ) - ح : در مرتبهء ثبات كوى اوقات در ميدان لا
( 2 ) - ح : دو بر زرگران .
( 3 ) - ح : قرايا .
( 4 ) - ح : اشعارى بدين معنى فرمودهاند .