تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
بيت
توئى كه غايت هر آخرى بدايت تست * بهر چه مىنگرم لطف بىنهايت تست
عنايتى كن و ما را به حال ما مگذار * كه كارها همه موقوف يك عنايت تست
چه حاجت است بما آيتى فرستادن * كه هر چه بر ورق كائنات آيت تست
« وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
الآية قوله تعالى
« أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غاشِيَةٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ »
( اى عقوبة تغشاهم و تشملهم ) آيا پس ايمنند اين كافران كه بيايد به ايشان عذابى كه بپوشد ايشان را يعنى احاطه نمايد بر ايشان چنان كه هيچ‌كس از آن نرهد
« أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً »
يا بيايد مر ايشان را قيامت ناگاهى بىآنكه مسبوق باشد به علامتى
« وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »
و ايشان ندانند كه كى خواهد آمد و استعداد آن نساخته باشند و تهيهء اسباب آن ننموده
« قُلْ هذِهِ سَبِيلِي »
بگو اى محمد ( ص ) كه اين دين كه شما را به آن دعوت مىكنم راه من و كار من اين است . و سبيل در اصل لغت ممرّ را گويند و اينجا راه معتقد را به آن تشبيه مىفرمايد زيرا كه از آن ممرّ به بهشت مىروند
« أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ »
مىخوانم به خداى تعالى
« عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي »
بر ديده و رى و راستى و پيدايى هم من و هم آنكه بر پى منست . يعنى بر سيرت و طريقه من است و اتباع من ، دعوتست بحقّ سبحانه و تعالى به بصيرت كه عبارت از حجّت و برهان است يعنى مقلد نيستم و بتلبيس و و شك نمىخوانم « 1 » بلكه به حجّت و يقين و دليل و برهان بر طريق متين دلالت مىكنم . و آية دليل است بر آنكه دعوت بحقّ تعالى مشروط است به بصيرت كه اگر
هامش
( 1 ) - ح : نمىخواهم .