* * *
تامل فى نبات الارض و انظر * الى آثار ما صنع المليك
عيون من لجين « 1 » ناظرات [ شاخصات ] * و احداق لها ذهب سبيك
على قصب [ قضب ] الزبرجد « 2 » شاهدات * بان اللّه ليس له شريك
جلّ ذكره و عمّ بره .
نظم
دميد بوى حيات از نسيم باد صبا * چمن ز بلبل و گل بازيافت برگ و نوا
چنان نمود گل سرخ و نسترن با هم * كه در مقارنه مريخ زهرهء زهرا
بدست باد زبان در دهان خاك نهاد * هران نوا « 3 » كه به بخشيد غنچه خضرا
اگر چه غنچه نمىخندد از مضاحك برق * ولى ز قهقهه گل باز مىفتد به قفا
زهى صنع بىچون كه به امر
« كُنْ فَيَكُونُ »
از ازدواج و امتزاج اجزاى صغار بىمقدار عناصر مختلفة الآثار و تأثير ثوابت و سيّار ، هزاران هزار صور معانى نهانى مختلفة الاطوار بر صحيفهء روزگار اظهار مىكند و از مصاحبت جان و تن و مجاورت روح و بدن اين همه عواطف گوناگون و لطائف روز افزون بهواسطه اوضاع گردون و دور سپهر بوقلمون بدست يارى
« كُنْ فَيَكُونُ »
بر عنوان ديباچهء
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ »
مرتّب مىسازد .
هامش
( 1 ) - ح : عيون فى الحين ناظرات بابصار هى .
( 2 ) - ح : على قصر الزبرجد .
( 3 ) - ح : هر آن نواله كه پيچيد غنچهء خضراء .