بر يوسف درآمده باشند و آنجا انضمام و تعانق وجود گرفته باشد ، و بعد از آن بمصر درآمده باشند .
از ابن عبّاس روايت كردهاند كه مراد از « ادخلوا : أقيموا » است يعنى در مصر اقامت نمائيد و اطلاق اسم دخول بر اقامت به جهت اقتران اقامتست بدخول بعد از آن فرمود :
« إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ »
و بدانكه انشاءالله متعلق است بآمنين و مراد آن بود كه مصر منزل و مأواى كفار بود و مؤمنان از كفّار متوهّم مىباشند ، پس اميدوارى بفضل خداوندى اظهار فرمود ايشان را به امنيّت و رفاهيّت وعده داد .
بعضى گويند هيچكس در مصر بىجايزه نتوانست درآمدن و ايشان بىجايزه در مصر درآمدند ايمن . و مراد از اين امنيّت ايمنى است بدين و مال و اهل و عيال .
گويند كه پيش از اين ملوك مصر و فراعنهء آن ديار باموال و اهل و عيال غربا طمع مىكردند و مسافران را از آن خوف و خشيت تمام مىبوده .
و بعضى گويند مراد ايمنى است . از شدّت قحط و فاقه .
بعضى گويند مراد ايمنى است از تغيير و سرزنش نمودن اولاد يعقوب به جريمهء سالفه .
دو فرزند ارجمند از براى پاس خاطر پدر خويش به اين كلمه شريفه انشاءالله تكلّم نمودند به دو خلعت مشرّف گشتند .
اول - اسماعيل پدر را گفت :
« سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ »
از بركت اين كلمه ندا يافت
« وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ »
.
دويم - يوسف پدر را گفت
« ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ »
از بركت آن لقاء مولا يافت سبحانه و تعالى
« وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ »
.
[ نتائج اخلاقى اين واقعه ]
نقلست : كه چون موسى با بنى اسرائيل به كنار دريا رسيدند دريا شورش آغاز كرد ، خطاب آمد كه اى دريا اينها اولاد و احفاد آنهااند كه يوسف در حقّ