قصه مشتمل برين وقايع غريبه و بدايع عجيبه بود لاجرم احسن القصص آمد .
وجه دويم آنست كه اين قصه « 1 » منصوب به چهار كريم بود اول گويندهء قصه كريم بود
« فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ »
و به زبان رسول كريم بود
« إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ »
و بيان احوال كريم بود
« إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ »
و ذكر آن در قرآن كريم بود
« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ »
و چون كرم نزد اللّه تعالى خوبترين صفاتست قصهء كه مشتمل بود برين چهار نسبت نيز خوبترين قصهها آمد .
نكته - بدان اى درويش كه تو نيز منسوبى به چهار كريم اول بنده ربّ كريمى جلّ ذكره
« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
دويم امت كريمى « 2 »
« إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ »
سيم كريم و كريمزادهء
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ »
چهارم پيرو قرآن كريمى
« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ »
لاجرم چنان كه اين قصه خوبترين حكاياتست تو نيز خوبترين كايناتى
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
.
وجه سيم آنست كه قصههاى پيغمبران ديگر در سورهاى متفرق مذكور است و اين قصه به تمام در يك سوره مزبور « 3 » و مسطور ، مثلا قصهء « 4 » آدم عليه السلام در دوازده سوره مذكور است « 5 » و قصه نوح نيز در دوازده سوره مسطور است ، و قصه هود عليه السلام در چهار سوره مبيّن است ، و قصه صالح ( ع ) در يازده سوره معين است ، قصه ابراهيم ( ع ) در هيجده سوره معدود است ، قصه لوط در نه سوره پيداست ، قصه موسى عليه السلام در بيست و نه سوره آورده است ، قصه شعيب ( ع ) در دو سوره ياد كرده است ، قصه عزيز در دو سوره ايراد فرموده ، قصه ايّوب عليه السلام در دو سوره تعداد فرموده قصه يونس عليه السلام در چهار سوره پديد است ، قصه داود عليه السلام در پنج سوره كشيده است ، قصه سليمان عليه السلام در چهار سوره مقرّر است قصه ذكريا عليه السلام
هامش
( 1 ) - ح . اكر قصه .
( 2 ) - چ . امت رسول كريمى .
( 3 ) - ح . وجه آنست كه قصهاى پيغمبران ديگر عام در صورتهاى متفرقه مذكورست و اين قصه تمام در يك سوره مزبور .
( 4 ) - ح . وجه سيم قصه آدم .
( 5 ) - ح . مسطور است .