تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
عكس روى است آنكه مىتابد ز آئينه نه روى * آينه بردار تا خود جمله رو بينى همه
يكسر مو گر شود از عالم وحدت پديد * هر دو عالم كمتر از يك تار مو بينى همه
از گلستان معانى يك گلت نامد بدست * بس كه در گلزار صورت رنگ و بو بينى همه
بادهء وحدت بهر ظرفى نمىگنجد معين * نيست اين زان مى كه در خم و سبو بينى همه

[ بيان گمراه كردن شيطان مر انسان را و آنكه زنان را خصلت از شيطان بدتر است ]

لطيفهء ديگر از لطائف شريفه - آنگه چون زليخا درها را ببست شيطان بنازيد . اشياع و اتباع او گفتند : چه امر حادث شده است ترا كه مسرور و مبتهج مىبينيم . گفت : پيغمبرزاده‌اى را با كافرهء در خلوت‌خانه نشانده‌ام ، و آنچه مقصود منست قريب الحصول گشته ، گفتند شايد ميان ايشان فساد بحصول نپيوندد ، گفت : اگر جوانى مىبايد هست ، و اگر از جانبين حسن و جمال مىبايد هست ، و اگر كيد و مكر و امداد شيطان مىبايد هست ، مانع چيست ؟ كه در فتنه نيفتد . گويند چون ابليس ترتيب اين مقدمه نمود جبرئيل فرمود : آرى همهء اين‌ها هست و ليكن عصمت خداى تعالى و محافظت وى نيز هست ، ربّ العالمين جلّ ذكره توفيق رفيق صديق خود گردانيد و او را از آن مهلكهء با غرامت به سلامت برهانيد
« كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ »
. نقلست : كه چون يوسف فرمود
« مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي »
شيطان به ناله و خروش درآمد ، اولاد و اتباع وى گفتند : چه واقع شد . گفت : دريغ كه رنج من ضايع شد پناه به حضرت جلال احديّت جلّ و علا برد و دست كيد و وسوسهء من از وى كوتاه شد و حضرت عزّتش جلّ و علا در كنف عصمت و ظلّ حمايت در آورد . در آن زمان كه موسى از فرعون روى گردانيده بود با بنى اسرائيل به كنار رود
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 379 | معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )