تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
اى درويش زليخا را ارباب معرفت اشاره به نفس داشته‌اند و يوسف را به دل چنانچه تمامى همت و همگى نهمت زليخا آن بود كه يوسف را در حيطهء اقتدار خود درآرد : كذلك مطلوب و مراد نفس همه آنست كه دل را به اطاعت فرمان خود ميل دهد چنان كه در امر تعلّق خود بيوسف و ابا و امتناع وى از زليخا تشبث به دايه نموده تا از براى وى تدبير اين واقعه نمايد و دايه ترتيب آن قصر هفت پيكرش دلالت نمود . كذلك زليخاى نفس احوال ضعف و بىقرارى خود از ممرّ نافرمانى دل نزد دايهء شيطان ، بر طبق عرض نهاد ، ابليس او را بتزيين قصر حيات و نگارخانهء عمر دلالت كرد « 1 » ، نقاشان
« زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ »
اين قصر حيات را بصور زيبائى و نقوش دلربائى
« مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ »
بياراستند تا از هر جانب كه دل نگاه مىكند سرّ
« ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ »
بر وى مكشوف مىگردد ، آنگاه آن هفت در كه گشايش دل در آن بود و ممرّ خلاص وى در آن مىنمود كه عبارت است از ابواب عبرت و حسرت « 2 » و ندامت و غرامت و ياد قيامت و خوف خاتمة بر روى دل مسكين مسدود گردند ، يوسف دل نيز بامداد و اعانت الهى جلّ و علا هفت گره توبه و زهد و توكل ، و قناعت و عزلت و صبر و خوف بر ازار معامله خود برزد آنگاه بكمال كرم خويش در مقابلهء اين معامله ، در كرامت بر روى وى بگشاد و كيد محبّت بدست دل داد تا اين ابواب مسدود بىشك و ريب بمفتاح
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ »
گشاده گشتى و از سر نفس و مكايدات وى رهائى يافت .
هامش
( 1 ) - الف - ح : خوشت قصر وجود و نگارخانهء عمر - و مى چه سود كه مرگش خراب خواهد كر . ( 2 ) - الف : حيرت .
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 376 | معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )