تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
لطيفهء شريفه - زليخا دعوى دوستى يوسف كرد ، همهء درها بر وى در بست تا كسى ديگر را نه‌بيند و همه وى را ببيند . كذلك « 1 » چون خطاب
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »
در رسيد ابواب شهوات را بر محبّان دربست و ديدهء دل ايشان را بگشاد تا همه آثار الطاف وى را مشاهده نمايند زليخا در خانه را در بست تا درّ صدف يعقوبى را در درياى گناه اندازد و اما لطف حضرت الهى جلّ جلاله در عصمت را بر وى بگشاد تا همهء آثار الطاف او تماشا كند ، آرى هر درى را كه دست بشرى دربندد صنع الهى جلّ و علا آن را تواند گشاد اما درى كه قدرت خداوندى سبحانه و تعالى بگشايد هيچ‌كس نتواند دربندد
« ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها »
. بيت
درى كه خالق جبّار بر تو بگشايد * كسى ديگر نتواند كه بر تو در بندد
لطيفهء جليله - يوسف را سه حبس بود چاه و خانهء زليخا و زندان ، حضرت عزت جلّ و علا وى را در هيچ حبس ضايع نگذاشت ، در چاه از جبرئيل مؤانست يافت
« وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ »
و در خانهء زليخا از ربّ جليل جلّ جلاله عصمت يافت
« كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ »
در زندان از علم تأويل مملكت يافت
« وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ »
همچنين بندهء مؤمن را نيز سه حبس است . اول حبس شكم مادر ، دويم حبس گهواره ، سيّم حبس گور ، حق تعالى درين هر سه حبس مر بندهء خود را بىبهره نگذاشت ، در رحم مادر حسن صورت يافت
« وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ »
در گهواره تربيت يافت
« وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ »
در گور ، روح و راحت و جنّت يافت
« فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ »
.
هامش
( 1 ) - ح : يوسف .
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 377 | معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )