بخريد يوسف را در مصر
« لِامْرَأَتِهِ »
مر زن خويش را
« أَكْرِمِي مَثْواهُ »
گرامى دار جاى با شش اين غلام را
« عَسى أَنْ يَنْفَعَنا »
شايد كه روزى به كار آيد ما را
« أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً »
يا بگيريم او را به فرزندى
« وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ »
همچنانكه يوسف را از چاه خلاصى داديم حكم او را روا « 1 » داديم در زمين مصر
« وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ »
و تا او را تعليم نمائيم تعبير خواب
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
و اللّه تعالى غالب آمد در كار يوسف و بر هر كس كه دربارهء او بدى مىخواست
« وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ »
و ليكن بيشتر مردمان نمىدانند قوله عزّ و جلّ
« وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ »
بدانكه دو نوبت بر حضرت يوسف بيع رفته است يكى آنكه برادران به مالك فروختند و دويم آنكه مالك بعزيز مصر فروخت و مراد از مشترى مصر اينجا عزيز است و در تعيين نام وى اختلافى هست .
بعضى گويند : اطفير بود ، و بعضى قطفير گفتهاند ، و نام پدر وى روحيب « 2 » بود .
و در آنوقت بقول بعضى از علما پادشاه در مصر فرعون « 3 » موسى بود ولد بن معصب بن ريّان . و اين گروه استدلال به اين آيه كردهاند كه :
« وَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ »
و بقول بعضى فرعون موسى ديگر بود و نام اين « 4 » ملك ريّان بود پسر وليد بن نژدان « 5 » بن اراشة بن فاران بن عمليق ( فاران نام بيابان است كه بنى اسرائيل آنجا گردش كردند و عمالق نام طائفه است - از قاموس كتاب مقدس ) .
هامش
( 1 ) - ح - د : رواجى داديم در مصر .
( 2 ) - الف : روجيب بود و وى از قبطيان بود حاجب و خازن ملك مصر بود و در آن زمان هر كه خزينه ملك در تحت تصرف وى بودى در همه مملكت حكم وى نافذ بودى و وى ملقب بعزيز گشتى و وزارت پادشاه بوى تعيين يافتى .
( 3 ) - ح : وليد فرعون موسى بود ، مصعب بن ريان .
( 4 ) - ح : و اين ملك ريان ديگرى .
( 5 ) - ح : وليد بن تزاوان . د : وليد بن تزول . الف : فراوانابى .