جمّى غفير درآوردند آن مشك و گلاب و ديگر نثارها از زر ناب و درّ خوشاب ، بر مفارق خاصّ و عام انتشار « 1 » نمودند ، و مالك ذعر را تعظيم و توفير تمام نموده آنچه مقرر كرده بودند به آن وفا نموده تسليم وى كردند .
نقلست : كه چون قارعه از وصول با منيّت خود مأيوس گشت از غايت اندوه و حسرت انبوه سودائى شد و جان در سر آن حسرت و اندوه كرد .
هامش
( 1 ) - الف : فانتشار .