تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
آسمان ، پنجم ابر ، ششم ديدار ابر و « 1 » باران ، هفتم ديدار ستارگان ، هشتم ديدار ماه ، نهم آفتاب ، دهم ديدار پارسايان و متقيان . از اين ده چيز هر كدام كه در واقعه بينند مسند بفرشته باشد و از مدخل شيطان عارى و مبرّا بود .

[ اشارات لطيفه در بيان آيهء « لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ »

] اشارهء ديگر - قوله تعالى
« لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ »
نهى فرمود يعقوب مر يوسف را از اظهار اين واقعه نزد برادران زيرا كه ديده بود كه برادر وى عيض « 2 » با وى كيد كرد ، و قصّه قابيل با هابيل و امثال ايشان بسيار است . و ديگر آنكه در ذات اولاد خويش اين صفت مشاهده مىفرمود و مىدانست كه در شأن ايشان اين هست كه به اين امر اقدام نمايند ، و در حديث وارد است كه « فراسته المؤمن لا تخطى فانّ المؤمن ينظر بنور اللّه » فرزند را وصيّت مشفقانه فرموده گفت : اى فرزند اين خوابها كه ديدى همه اسرار ملكى است و مخزن خزاين بدايع فلكى است ، پس « 3 » انفاس خويش نگاهدار ، و با برادران اظهار اين واقعات مكن ، كه مبادا كيدى كنند و تو طاقت كيد و حسد ايشان ندارى ، يوسف گفت : اى پدر از اشارهء كلام و فحواى كلمات شريفهء شما چنين مفهوم مىشود كه همه برادران در سلك نبوّت منخرط گردند ، و به خلعت رسالت مشرّف شوند و از پيغمبران كيد نيايد ، يعقوب فرمود : آرى از پيغمبران كيد نيايد و ليكن شايد كه شيطانشان بمكر و عذر بيالايد .
« إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ »
« 4 » كه با پدر ما آدم صفى چگونه كيد پيش برد . نكته شريفه درين باب بشنو « 5 » - اى درويش اول اسناد كيد به فرزندان كرد بعد از آن شفقت پدرى ظهور كرده عذر ايشان بخواست و گناه در گردن شيطان افكند كه
« إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ »

[ تقريب عرفانى در مورد رحمت و شفقت پروردگار و زلت حضرت آدم ]

تقريب - اى درويش رحمت پروردگارى ، و شفقت كردگارى ، جلّ جلاله
هامش
( 1 ) - د : بدون ديدار ابر و باران . ( 2 ) - د : قيص . ح : عيص . ( 3 ) - الف : پاس انفاسى . ( 4 ) - به بينيد . ( 5 ) - د : بدون درين باب بشنو .