مادر ابراهيم بود بحجره حفصه طلبيد و در آن جا به خدمت خودش مشرف گردانيد حفصه بعد از مراجعت چون در حجره بسته ديد هم آنجا بنشست تا رسول بيرون آمد عرق از روى مباركش مى چكيد حفصه بگريست و گفت يا رسول اللّه كنيزك در خانه من آوردى و با او خلوت كردى حضرت فرمود اى حفصه اين كنيزك من است خداى او را بر من حلال گردانيده و من او را براى رضاى تو بر خود حرام كردم اما اينسخن سريست نزد تو بامانت بايد با كسى نگوئى و چون ميان او و عايشه مصاحبت بود در پس ديوارى كه ميان خانه او و عايشه بود و آن ديوار بكوفت عايشه خبر دار شد حفصه با وى گفت ايخواهر مژده باد ترا كه رسول ماريه را بر خود حرام گردانيد چون حضرت بخانهء عايشه آمد بر عايشه سبيل كنايه اينحكايت به او گفت اين سوره نازل شد كه چرا بر خود حرام ميكنى آنچه خداى تعالى بر تو حلال ساخته
تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ
ميجوئى بدين تحريم خوشنودى زنان خود را و حال آنكه ايشان احقند از تو در طلب خوشنودى خاطر عاطر تو
وَ اللَّهُ غَفُورٌ
و خداى آمرزنده است و مؤاخذه نكند و بفضل خود ثوابى به تو كرامت فرمايد
رَحِيمٌ
مهربان در مراجعت تو بافضل و اليق .
قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ
و بتحقيق كه تقدير كرد خداى و پديد آورد براى شما اى بندگان گشودن سوگندان شما يعنى آنچيز كه سوگندان شما را زايل گرداند مراد كفارهء سوگند است
وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ
و خداى متولى كار شماست يعنى كارها كه صلاح شما در آنست براى شما ميسازد
وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
و اوست دانا بمصالح بندگان صواب كار در هر چه كند و فرمايد مرويست كه حق تعالى امر فرمود پيغمبر را بكفاره يمين و مراجعة بماريه و آن حضرت بندهء آزاد كرد و به او مراجعت نمود و اصحاب ما برآنند كه اگر سوگند واقع شود بر امر مباح و بعد از آن اتيان نمايد بر مخالفت آن موجب كفاره نميشود و بعد از رخصت مراجعت حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بماريه بيان اسرار آنحضرت مىكند بحفصه .
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً
و ياد كنيد اى مؤمنان چون راز گفت پيغمبر بسوى بعضى از زنان خود سخنى كه تحريم ماريه است
فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ
پس آن هنگام كه خبر كرد حفصه عايشه را به آن حديث
وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ
و آشكارا گردانيد خداى پيغمبر را به زبان جبرئيل و او را مطلع ساخت بر آن حديث
عَرَّفَ بَعْضَهُ
شناسا گردانيد پيغمبر برخى از آن حديث را بحفصه و خبر داد او را از افشاى بعضى از آنكه تحريم ماريه است يعنى به او گفت كه قصد تحريم ماريه كه باسرار