تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
جميع آسمانها و زمينها بحيوة و موت و صحت و مرض و غنا و فقر و ساير امور بر وجه حكمت حاصل كه حق تعالى آسمانها و زمينها را آفريد
لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
تا بدانيد اى بندكان آنكه خداى تعالى بر آفريدن چيزها قادر است و توانا
وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
و ديگر فرمان خود جارى ساخت در آن تا معلوم كند كه حق تعالى بتحقيق كه فرا رسانده است بهر چيزها از روى دانش يعنى علم او محيط است به همه و هيچ چيز از موجودات علوى و سفلى از دايره علم و قدرت او خارج نيست .

سوره التحريم

اثنتا عشرة آية مكية ابى بن كعب از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه اين سوره بخواند حق تعالى او را توبه نصوح كرامت فرمايد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
آورده‌اند كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از هر نماز صبح گرد حجرات زوجات برآمدى و بعد از آن بامور شرايع قيام نمودى وقتى زينب بنت جحش مقدارى عسل داشت هر كاه آن حضرت بحجره وى آمدى شربت فرمودى تا حضرت بيشتر توقف كند آن حال بر بعضى زوجات گران آمد عايشه و حفصه باهم اتفاق كردند كه حضرت بعد از آشاميدن عسل نزد هر كدام از ما كه درآيد گوئيم از تو بوى مغفور مىآيد و زوجات ديگر را نيز گفتند كه شما با ما متفق باشيد پس روزى آن حضرت شربت آشاميده بود بحجره سوده آمد سوده با خود گفت سخن دروغ بپيغمبر گفتن قبيح است اظهار نكرد پيغمبر از آنجا بيرون آمده به حجره عايشه آمده عايشه بينى بآستين بگرفت حضرت فرمود چرا چنين كردى گفت از تو بوى مغفور ميآيد فرمود مغفور نخورده‌ام اما در حجره زينب شربت عسل آشاميده‌ام گفت زنبور آن از شكوفه مغفور چريده چون در خانه حفصه رفت او نيز چنين گفت حضرت چون اينخبر مكرر استماع نمود فرمود عسل بر خود حرام كردم آيه نازلشد .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ
اى پيغمبر رفيع منزلت چرا حرام ميكنى بر خود آنچه حلال كرده است خداى تعالى مر ترا يعنى عسل و روايت مشهورتر آنست كه سبب نزول اين آيه آن بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزها را قسمت كرده بود ميان زوجات اتفاقا يكروز نوبت حفصه بود با پيغمبر گفت يا رسول اجازه فرمائيد تا بديدن پدر روم حضرت اجازه داد بعد از آنكه او برفت حضرت ماريه قبطيه را كه