در حالتى كه باور دارندهام مر آنچيزى را كه پيش منست از كتاب تورية كه بر موسى نازل شده يعنى تصديق كردهام كه از نزد خداست
وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي
و مژده دهندهام بفرستادهء كه مىآيد بدين كامل و شرع شامل
مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ
از پس من نام او احمد كه بمعنى ستايندهتر است يعنى ستايش او مر خدايرا نسبت بستايش انبيا بيشتر است يا ستودهتر يعنى ستايش او را بيشتر از ستايش مخلوق ديگر ميكنند بجهة آنكه محاسن اخلاق او بيشتر از همه كس است و در رواية آمده كه ترجمهء كلام عيسى بحواريون بر اينوجه است كه انى ذاهب الى ربى و ربكم و الفار قليطوس جاء - و فار قليطوس احمد است يعنى من ميروم بجانب پروردگار خود و احمد كه خاتم پيغمبرانست بعد از من خواهد آمد محمد بن جبير بن مطعم رواية كرده كه پيغمبر فرمود مرا نامهاى متعدده است من احمدم و محمدم و محمودم و ماحىام كه حق تعالى بسبب من محو كفر كرده و حاشرم كه مردمان بقدم من محشور شوند و عاقبم كه هيچ پيغمبر در عقب من نباشد و از كعب منقولست كه حواريون بعيسى عليه السّلام گفتند يا روح اللّه بعد از ما امت ديگر خواهد بود فرمود بلى بعد از ما امت احمد خواهند بود كه خاتم پيغمبرانست و ايشان حكيمان و عالمان و نيكوكاران و پرهيزكاران باشند و در علم شريعت بمرتبهء رسيده باشند كه گويا پيغمبرانند خوشنود باشند از خداى باندك روزى و خدا از ايشان خوشنود باشد باندك كردارى
فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
پس آنهنگام كه آمد احمد بديشان بمعجزات روشن و آيات هويدا گفتند پيشترين بنى اسرائيل اينكه او مينمايد بما جادوئيست آشكارا كه از هيچكس پوشيده و پنهان نيست .
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ
و كيست ستمكارتر از كسى كه ببندد بر خداى دروغ را يعنى پيغمبر او را تكذيب كند و تصديق بمعجزات او ننمايد
وَ هُوَ يُدْعى إِلَى الْإِسْلامِ
و حال آنكه خوانده مىشود يعنى پيغمبر خداى او را ميخواند بسوى دين اسلام كه مشتمل است بر خير و صلاح دنيا و فوز و نجاح عقبى
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
و خداى راه ننمايد گروه ستمكاران را كه بسبب رسوخ كفر از صراط مستقيم و دين قويم تجاوز نموده باشند يعنى حق تعالى الطاف كه سبب هدايت است از ايشان بازدارد و ايشانرا در باديهء خذلان فرو گذارد بسبب فرط عناد و طغيان ايشان يا طريق جنت در روز قيامت بايشان ننمايد بواسطهء كفر و معصيت در لباب آورده كه چند روزى وحى به حضرت نيامد كعب بن شرف گفت مژده باد شما را ايگروه يهود كه خداى محمد نور او را فرو نشانيد و كار او باتمام نخواهد رسيد غبار ملال بر آينهء دل مبارك آنحضرت نشست