تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
هر كذابيست
أَثِيمٍ
بسيار گناه كننده مراد نصر بن حارث است پس در صفة او ميفرمايد .
يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ
ميشنود آيتهاى كلام خداى را
تُتْلى عَلَيْهِ
كه خوانده مىشود بر او
ثُمَّ يُصِرُّ
پس اصرار مىكند يعنى ثابت قدم مىشود در كفر و عناد خود
مُسْتَكْبِراً
در حالتى كه گردن كش است از ايمان آوردن بدان و بجهة عدم انتفاع او از آن
كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها
گوئيا هرگز نشنوده است آن را و هرگاه حال او در اصرار و عناد به اين مرتبه است
فَبَشِّرْهُ
پس بشارت ده او را اى محمد
بِعَذابٍ أَلِيمٍ
بعذابى دردناك لفظ بشارت در مقام انذار اشارتست بتهكم كفار .
وَ إِذا عَلِمَ
و چون بداند
مِنْ آياتِنا
از آيتهاى كتاب ما
شَيْئاً
چيزيرا بعد از استماع آن يعنى چون برسد به او آيات ما و بداند كه از قرآنست
اتَّخَذَها هُزُواً
فرا گيرد آن را باستهزا و افسوس و بنوعى با جاهلان روزگار خود باز گويد كه از حق و صواب منحرف باشد يا آنكه هيچ چيز در آن نيابد كه مناسبتى بهرزه و سخريه داشته باشد چنان كه أبو جهل كه چون حديث زقوم شنيد بسخريهء آن مشغولشد و مانند احتراز در قول انكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنم
أُولئِكَ
آنگروه مستهزيان
لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
مر ايشانراست عذابى خواركننده .
مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ
از پيش روى ايشان جهنم است يا از پس ايشان كه بعد از آجالست و معنى وراء به قبل و بعد شايع است در كلام عرب چه وراء جهتى است كه از اين كس متوارى و مخفى باشد خواه جهة خلف و خواه قدام
وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ
و باز ندارد از ايشان
ما كَسَبُوا
آنچه كسب كرده باشند يعنى حاصل كرده و فراهم آورده از اموال و اولاد
شَيْئاً
چيزيرا از عذاب و عقاب
وَ لا مَا اتَّخَذُوا
و نه آنچه فرا گرفته باشند
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز از خداى
أَوْلِياءَ
دوستان يعنى معبودان كه باميد شفاعة ايشانرا پرستش كرده باشند
وَ لَهُمْ
و مر ايشانراست در جهنم
عَذابٌ عَظِيمٌ
عذابى بزرگ كه شدت آن از حد و حصر متجاوز باشد .
هذا
اين قرآن كه خوانده‌ايم آن را بر تو
هُدىً
كاملست در راه راست نمودن
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و آنان كه نگرويدند
بِآياتِ رَبِّهِمْ
بآيتهاى پروردگار خود كه قرآنست
لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ
مر ايشانراست عذابى از رجز كه سخت‌ترين عذابست
أَلِيمٌ
دردناك و الم رساننده و حقيقت معنى رجز در ما تقدم مذكور شد پس در بيان توحيد و قدرت خود ميفرمايد كه .