گويد كه اى عزيز و كريم بچش اين عذاب جحيم و آب حميم و عقاب اليم را .
إِنَّ هذا
بدرستيكه اين عذاب
ما كُنْتُمْ بِهِ
آنست كه بوديد در دنيا به آن
تَمْتَرُونَ
شك مىآورديد اكنون بمعاينه ديديد بعد از آن در صفت مطيعان ميفرمايد كه .
إِنَّ الْمُتَّقِينَ
بدرستيكه پرهيزكاران
فِي مَقامٍ أَمِينٍ
در جايگاه ايمن باشند يعنى در آن مكان متقيان ايمن باشند از آفت و محنت و بيم انتقال و زوال پس بر سبيل بدلية تفسير مقام ايمن مىكند .
فِي جَنَّاتٍ
در بوستانهاى پر از اشجار
وَ عُيُونٍ
و چشمهاى جارى .
يَلْبَسُونَ
ميپوشند جامهاى را
مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ
از حرير نازك و ديباى تنگ سطبر بافته
مُتَقابِلِينَ
در حالتى كه برابر يكدگر نشسته باشند تا بديدار يكدگر انس گيرند كه مقابلهء روز مهمانى باشد و در دار الجلال حق تعالى همهء مؤمنان را بر سر يك خوان بنشاند بر وجهى كه همه روى يكديگر را بهبينند .
كَذلِكَ
همچنين است حال بهشت يا ميدهيم مانند اين را به بهشتيان
وَ زَوَّجْناهُمْ
و قرين ميسازيم ايشانرا
بِحُورٍ
بزنان سفيد روى و لطيف اندام
عِينٍ
گشاده چشم كه حدقه آن در نهايت سياهى باشد و سفيدى آن بغايت سفيدى از مجاهد نقلست كه حور زنانى باشند بر نهايت جمال كه سفيدى روى ايشان به حدى بود كه چشمها در ايشان متحير ماند و صفاى اعضاى ايشان بر وجهى كه هر كس در ايشان نظر كند روى خود را در آن مشاهده كند و آن متقيان .
يَدْعُونَ فِيها
طلب مىكنند در بهشت از سدمة و خدمة آن
بِكُلِّ فاكِهَةٍ
باحضار هر ميوهء كه آرزو كنند در هر زمان و هر مكان
آمِنِينَ
در حالتى كه ايمن باشند از مضرت كه از ممر اكل عارض شود مانند تخم و اوجاع و ساير اسقام يا مطمئن از خوف پوشيده و منقطع آن .
لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ
نچشند در آخرت مرگ را
إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى
مگر مرگ اول يعنى متقيان مرگ در آخرت در نيابند ليكن مرگ اولين را كه در دنيا است دريافتهاند و يا نچشند در آخرت مرگ را مگر گاهى كه ممكن باشد چشيدن موت اول و چشيدن موت ماضيه در زمان مستقبل محالست پس چشيدن مرگ كه متعلق است بر آن محال نيز محال باشد و گفتهاند كه الا بمعنى بعد است يعنى بعد از مرگ اول كه در دنيا چشيده باشند هيچ مرگ ديگر نچشند پس هميشه در آنجا مخلد و جاويد باشند
وَ وَقاهُمْ
و نگاه دارد خداى آن مؤمنان را
عَذابَ الْجَحِيمِ
از عذاب آتش سوزان و باهل تقوى عطا كرده شود خلود جنت نعيم و نجات از عذاب جحيم .
فَضْلًا مِنْ رَبِّكَ
عطائى و