اهل و عيال و اسباب و اساس خانه پس ما را چيزى بده تا صرف خود و عيال خود نمائيم حق تعالى اين آيه فرستاد .
قالَتِ الْأَعْرابُ
گفتند اهل باديه از بنى اسد كه
آمَنَّا
ايمان آورديم و به خدا و رسول گرويدهايم
قُلْ
بگو اى محمد بايشانكه
لَمْ تُؤْمِنُوا
ايمان نياوردهايد زيرا كه ايمان عبارتست از اقرار به زبان و تصديق بجنان و شما را اقرار هست اما تصديق نيست منت نهادن شما بر پيغمبر در ايمان آوردن و ترك قبايل نمودن مشعر است بر عدم ايمان شما پس دعوى ايمان مكنيد
وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا
و ليكن بگوييد كه اسلام آوردهايم كه عبارة از داخل شدن در اسلام و اظهار شهادت و انقياد حكم چه غرض شما از دعوى ايمان انقياد است از ترس قتل و سبى
وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
و هنوز نيامده است ايمان در دلهاى شما بدانكه ايمان اخص است از اسلام زيرا كه ايمان تصديق است بجنان با اقرار به زبان و اسلام اعم است كه به آن تصديق جنانى باشد يا نه پس هر مؤمن مسلمانست اما هر مسلمانى مؤمن نباشد و مراد از قول ان الدين عند اللّه الاسلام اسلامى است كه مقارن تصديق بود و در حديث نبوى ( ص ) واقع شده كه الاسلام علانية و الايمان فى القلب و چون ثواب متفرع بر ايمان است و به مجرد دعوى اسلام بدون تصديق آن مثمر ثواب نيست از اينجهت به بنى اسد خطاب مىكند كه
وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ
و اگر فرمان بريد خداى را جل جلاله
وَ رَسُولَهُ
و فرستاده او را ظاهرا و باطنا يعنى از نفاق توبه كنيد و بخلوص نيت و اعتقاد ايمان آوريد و بمقتضاى آن عمل نماييد
لا يَلِتْكُمْ
كم نگرداند خداى
مِنْ أَعْمالِكُمْ
از ثواب كردار هاى شما
شَيْئاً
چيزى بلكه مزد كار را تمام و كمال بشما رساند
إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ
بدرستى كه خداى آمرزنده است گناهان كسى را كه ويرا مطيع باشد
رَحِيمٌ
مهربان بتوفيهء منوبات و اجور مطيعان خاتمه جلد پنجم .