آنگه امير المؤمنين على عليه السّلام دست فراز كرد و قرص خود ايثار كرد و بمسكين داد فاطمه عليها السّلام نيز موافقت كرد حسن و حسين عليهما السّلام نيز موافقت كردند فضّه نيز موافقت كرد و آن شب به آب روزه گشادند ، روزى ديگر صاعى ديگر آس « 1 » كردند و پنج قرص بپختند و بوقت افطار پيش نهادند يتيمى بر در آمد و گفت : السّلام عليكم يا أهل - بيت النبوّة و معدن الرّساله ؛ من يتيمىام از أولاد مهاجران ؛ پدرم را روز عقبه شهيد كردهاند مرا طعامى دهيد تا خداى تعالى شما را از مائدهء بهشت طعام دهد ، امير المؤمنين على عليه السّلام چون اين بشنيد اين بيتها انشا كرد « 2 » .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « آرد » .
( 2 ) - اشعارى كه ابو الفتوح ( ره ) آورده اينهاست ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 477 ) :« فاطم بنت السّيّد الكريم * بنت نبىّ ليس بالزّنيم »« قد جاءنا اللّه بذا اليتيم * من يرحم اليوم فهو رحيم »« موعده فى جنّة النّعيم * حرّمها اللّه على اللّئيم »« و للبخيل موقف ذميم * تهوى به النّار الى الجحيم »« شرابه الصّديد الحميم »فاطمه عليها السلام جواب داد :« إنّى لا عطيه و لا أبالى * و أوثر اللّه على عيالى »« أمسوا جياعا و هم أشبالى * أصغر هم يقتل فى القتال »« بكربلا يقتل باغتيال * للقاتل الويل مع الوبال »« تهوى به النّار إلى سفال * مصفّد اليدين بالاغلال »« كبوله زادت على الاكبال »در كفاية الخصام آنها را چنين ترجمه كرده :« فاطمه اى دختر شاه كريم * بر در ما آمده طفلى يتيم »« هر كه بر وى بخشد او باشد رحيم * جايگاه اوست رضوان و نعيم »« ممسكان را باغ خلد آمد حرام * جز در آتش نيست ممسك را مقام »« چرك و ريم آنجا همى نوشد ز جام »فاطمه عليها السلام در جواب آن حضرت عرض كرد :« بخشم اكنون نان و مال خويشتن * حق گزينم بر عيال خويشتن »« بچّگان خورد سال خويشتن » * « كشته گردد كهترين طفلم حسيندر زمين كربلا با شور و شين » * « قاتلش را ويل شد جا و مقرّميكشد نارش سوى قعر سقر » * « با دو دست بسته در أغلال و بندبندها محكمتر از هر گون كمند »