تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
مجاهد و عبد اللّه عبّاس و غير ايشان كه حسن و حسين عليهما السّلام بيمار شدند جدّ ايشان محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با جملهء صحابه و معروفان عرب بعيادت ايشان رفتند رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على را گفت : اگر نذرى كنى در حقّ اين فرزندان « 1 » و هر نذرى كه آن را وفائى نباشد هيچ نبود امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : از خداى تعالى پذيرفتم اگر اين فرزندان مرا شفا دهد كه سه روز روزه بدارم ، فاطمه عليها السّلام گفت : من نيز همين نذر كردم ، حسن و حسين گفتند : ما نيز همين نذر كرديم فضّه گفت : من نيز همين نذر كردم ، چون خداى تعالى ايشان را شفا داد على عليه السّلام فاطمه را گفت : وقت آنست كه به نذر وفا كنيم و بنزديك ايشان از قليل و كثير هيچ چيز نبود امير المؤمنين على عليه السّلام را همسايهء بود جهود نام او شمعون بن جابا ؛ بنزديك وى رفت و از وى قرض خواست وى پارهء پشم آورد و سه صاع جو ، و گفت : اين پشم بزنان ده تا بريسند و اين صاعها مزد اينست ؛ على عليه السّلام بستد و به خانه آورد ؛ فاطمه عليها السّلام از آن جو صاعى آرد « 2 » كرد و پنج قرص بپخت هر يكى را قرصى و همه روزه داشتند امير المؤمنين على عليه السّلام با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز بگزارد و به خانه بازآمد طعام در پيش بنهادند تا تناول كنند هنوز دست بطعام نابرده سائلى بر در آمد و گفت : مسكينىام از مسكينان مسلمانان ؛ مرا طعامى دهيد كه خداى تعالى شما را از خوانهاى بهشت طعام دهاد ، على عليه السّلام چون آواز وى بشنيد روى بفاطمه آورد و گفت « 3 » .
هامش
( 1 ) - اين عبارت « اگر نذرى كنى در حق اين فرزندان » ترجمهء اين جزء از روايت است : « يا أبا الحسن لو نذرت على و لديك نذرا » پس « لو » براى تمنّى است نه براى شرط . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « آرد كرد » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « آسيا كرد » . ( 3 ) - ابو المحاسن ( ره ) طبق سيرهء خود در سراسر اين تفسير اين اشعار را نيز تلخيص كرده است و نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 447 ) :« فاطم ذات المجد و اليقين * يا بنت خير النّاس أجمعين »« أ ما ترين البائس المسكين * قد قام بالباب له حنين »« يدعو الى اللّه و يستكين * يشكو إلينا جائع حزين »« كلّ امرئ بكسبه رهين * و فاعل الخيرات يستدين »« موعده جنّة علّيّين * حرّمها اللّه على النضنين »« و للبخيل موقف مهين * تهوى به النّار الى السجيّن »« شرابه الصديد و الغسلين * يمكث فيه الدّهر و السّنين »فاطمه ( ع ) جوابش داد به اين ابيات :« أمرك سمع يابن عم و طاعة * مالى من لوم و لا بضاعة »« عديت بالبرّ ولى صناعة * اطعمه و لا أبالى الساعة »« و أدخل الخلد ولى شفاعة » .پوشيده نماناد كه طالب تحقيق و تفصيل در شأن نزول اين سوره بمجلّد تاسع - بحار الانوار به « باب نزول سورة هل أتى » ( 45 - 49 ) و بغاية المرام و امثال آنها از مفصّلات رجوع كند و عالم جليل آقا شيخ محمد تقى دزفولى ( ره ) در كفاية الخصام ( باب صد و سى و هشتم ص 438 - 439 ) ضمن نقل اشعار بترجمهء فارسى آنها نظما بيتا ببيت بدين سان پرداخته است :« صاحب ايقان و مجد اى فاطمه * دختر نيكوتر مردم همه »« خود نمىبينى فقير و بينوا * بر در ما با دو صد رنج و نوا »« رو بدرگاه خدا آورده است * گرسنه رو خود بما آورده است »« هر كسى پابند كردار آمده * مزد نيكوكار ناچار آمده »« مزد نيكوكار شد باغ و نعيم * كرده به حق محروم از وى هرلئيم »« مانده در حسرت ز اندوه بهشت * جايگاه ممسكان جائيست زشت »« آتش او را جانب سجّين كشد * و اندر آتش باده از غسلين كشد »پس فاطمه عليها السلام جواب گفت :« آنچه گفتى آن كنم اى پور عم * ور ملامت گويدم دشمن چه غم »« نيك كشتم تا كه نيكى بدروم » * « زاد ؟ ؟ ؟ و نان اكنون بسائل بخشمابا دو صد اميد چون انديشما » * « تا بپيوندم بنيكان زين دهشتهم شفاعت بدهدم حق هم بهشت »