تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
باشد و أمّا آنان كه كافر شدند ايشان را گويند بر سبيل ملامت كه : آيا نه بر شما مىخواندند آيات مرا و شما از آن استكبار مىكرديد و گردنكشى و شما گروهى گناهكاران بوديد .
[ وَ إِذا قِيلَ ]
و چون مىگفتند شما را كه : وعدهء خداى تعالى حقّ است و راست ؛ و قيامت در وى هيچ شكّى نيست شما مىگفتيد : ما ندانيم كه ساعت چه باشد ؟ ! يعنى قيامت ما نمىبريم مگر گمانى ، و يقين نمىشود ما را ازين خبرى « 1 »

[ سوره الجاثية ( 45 ) : آيات 33 تا 37 ]

وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ( 33 ) وَ قِيلَ الْيَوْمَ نَنْساكُمْ كَما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا وَ مَأْواكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ ( 34 ) ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فَالْيَوْمَ لا يُخْرَجُونَ مِنْها وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ( 35 ) فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 36 ) وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 37 ) ظاهر شد ايشان را و آشكارا گرديد جزاى بديهائى كه كردند و گرد ايشان درآمد و بايشان رسيد جزاى استهزا و افسوس « 2 » كه ميداشتند
[ وَ قِيلَ الْيَوْمَ ]
و ايشان را گفتند كه : ما امروز شما را فراموش كنيم و فرو گذاريم چنان كه شما آن روز ما را فراموش كرديد و طاعت ما را فرو گذاشتيد و رسيدن خود را به اين روز فراموش كرديد مأواى شما و جاى قرار شما دوزخ است و شما را هيچ يارى و ياورى نباشد
[ ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ ]
اين شما را بجزا و مكافات آن است كه آيات خداى تعالى بافسوس گرفتيد و زندگانى دنيا شما را فريفته گردانيد پس امروز ايشان از دوزخ بيرون نيايند و طلب رضاى ايشان نكنند
[ فَلِلَّهِ الْحَمْدُ ]
سپاس خداى را كه خداوند آسمانها و زمين است و خداى جهانيان است ، و او راست كبريا و عظمت در آسمانها و در زمين ، و او عزيز است و غالب ، عزّت و غلبه او راست محكم كار و درست گفتارست .
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ : « چيزى » و عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « ما نپنداريم الّا پنداشتنى و ما را ازين هيچ علمى يقين نيست » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « افسوسى » .