[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 87 تا 89 ]
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ( 87 ) وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ ( 88 ) فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 89 )
و اگر بپرسى ازين جماعت كافران كه ايشان را كه آفريده است ؟ - گويند كه :
خداى آفريده است ، چون به اين معترفاند چه افتاده است ايشان را كه از معرفت و عبادت خداى بمىگردند ؟ ! و با اين همه آيات و دلالات چگونه ايشان را از عبادت خداى بمىگردانند ؟ ! و درين معنى است : ليس العجب ممّن نجا كيف نجا ؛ انّما العجب ممّن هلك كيف هلك مع سعة رحمة اللّه و كثرة الدّلائل . ! عجب نيست از آنكس كه نجات يافت تا چگونه نجات يافت ؛ عجب از آنكس است كه هلاك شد تا چگونه هلاك شد با سعت رحمت خداى و بسيارى دلائل . !
[ وَ قِيلِهِ يا رَبِّ ]
بكسر لام « 1 » يعنى نزديك اوست علم ساعت كه قيامت است و علم گفتار رسول كه يا ربّ و بفتح لام منعى اين بود كه اخفش گفت ؛ ما ميشنويم سرّ ايشان و راز ايشان را و گفتار رسول را ؛ يا برين معنى كه ميدانيم گفتار رسول را ؛ و اين آن بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با خداى شكايت قوم خود كرد و اصرار ايشان بر كفر ؛ آيت آمد كه :
خداى مىشنود گفتار رسول را درين شكايت كه مىگويد : بار خدايا اينان گروهىاند كه ايمان نخواهند آوردن . آنگه گفت :
[ فَاصْفَحْ عَنْهُمْ ]
عفو كن از ايشان و در گذر و بگوى :
ايشان را سلام است يعنى علامت سلم است چنان كه گفت : السّلام تحيّة لملّتنا و امان لذمّتنا .
و وجهى ديگر آنست كه عفو كن و در گذر و بگوى [ سلام ] چنان كه گفت : و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما ، تا حلم خويش و جهل ايشان مردمان را معلوم شود و زود بود كه بدانند روز قيامت آنچه ميكنند و مىگويند چون جزاى آن بيابند .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين آيه در تفسير خود چنين گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 25 ؛ س 12 ) : «[ وَ قِيلِهِ ]عاصم و حمزه خواندند[ وَ قِيلِهِ ]بكسر لام ؛ على تقدير : و عنده علم الساعة و علم قيله ، و باقى قرّاء بنصب خواندند اخفش گفت : عطف است على قوله : أم يحسبون أنّا لا نسمع سرّهم و نجواهم و قيله . و گفتند : منصوب است بر مصدر على تقدير : و قال قيله . و أعرج خواند در شاذّ[ وَ قِيلِهِ ]برفع لام ؛ على تقدير : و عنده قيله عطفا على قوله : و عنده علم الساعة و عنده قيله .
زجّاج گفت : و يسمع قيله و نيز روا بود كه بر محلّ[ وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ ]عطف بود و التقدير انّه يعلم علم الساعة و قيله يعنى قول النبىّ ( ص ) و اين آن بود خداى گفتار او را مىشنود در اين كه رسول ( ص ) با خداى تعالى شكايت قوم كرد و اصرار ايشان بر كفر ؛ خداى تعالى گفت : شكايت كه ميگويد : يا ربّ انّ هؤلاء ؛ الاية ؛ بار خدايا اينان گروهىاند كه ايمان نخواهند آوردن . »