آسمان و زمين است بىدافعى و منازعى .
[ وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ ]
و بنزديك اوست علم قيامت و بنزديك هيچ كس ديگر نيست و مرجع و بازگشت خلقان با اوست .
[ وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ ]
و مالك نباشند « 1 » و نتوانند آنان كه ايشانرا مىپرستند بدون خداى كه شفاعت ايشان كنند يعنى اين بتان شفاعت ايشان نكنند
[ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ ]
ليكن آن كسى كه گواهى بحقّ دهد يعنى بتوحيد و عدل خداى وى مالك شفاعت باشد و شايد كه استثنا متّصل باشد براى آنكه از جملهء معبودان ايشان عيسى و عزير و فريشتگاناند ايشان را شفاعت باشد براى كسى كه گواهى بحقّ دهد و ايشان ميدانند حقّ آنچه بر آن گواهى ميدهند .
هامش
( 1 ) - چون عبارت شيخ بزرگوار ابو الفتوح رازى ( ره ) مبسوطتر از عبارت متن است اينك آن را بنصّ تعبير وى در اينجا ميآورم و آن اين است كه گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 24 ؛ س 27 - ص 25 ؛ س 7 ) : «[ وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ ]در معنى اين دو قول گفتند و در محلّ[ مِنْ ]كه بعد[ إِلَّا ]است .
بعضى گفتند : معنى آن است كه مالك نباشند و نتوانند شفاعت كردن آن معبودات كه كافران ايشان را بدون خداى مىپرستيدند[ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ ]إلّا آنكس كه گواهى براستى دهد و داند كه آن گواهى چگونه ميدهد از عزير و عيسى و ملائكه عليهم السّلام .
بر اين قول[ مِنْ ]در محلّ رفع باشد چنان كه گويند : لا يملك الشفاعة إلّا زيد .
و وجهى ديگر آنكه[ وَ لا يَمْلِكُ ]مالك نباشند شفاعت را آنان كه معبودند بدون خداى از عزير و عيسى و فرشتگان عليهم السّلام[ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ ].
بر اين قول[ مِنْ ]در محلّ جرّ است على تقدير الّا لمن شهد بالحقّ ؛ يعنى اين پيغمبران و فرشتگان با علوّ مرتبهء ايشان مالك شفاعت نباشند الّا بر آن كس كه او بحقّ گواهى دهد خداى را تعالى ؛ و خداى را داند .
خلاصهء قول اوّل آن است كه : هيچ معبودى را كه دون خداست شفاعت نرسد الّا عزير و عيسى و فرشتگان را .
و قول ديگر را معنى آن است كه : عيسى و عزير و فرشتگان را شفاعت نرسد الّا در حقّ مؤمنان كه گواهى به حق دهند در حقّ خداى و خداى را دانند چنان كه بايد و مثله فى المعنى قوله تعالى :وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى ».