و گروهى را از پشت زمين به شكم زمين رساند . آنگه روز قيامت همه پيش وى مجتمع شوند .
آوردهاند كه : بعضى از امرا وزير خود را ازين آيت پرسيد او ندانست كه چه گويد ؛ گفت : اى امير مرا يك روز مهلت ده ؛ گفت : دادم ، وزير به خانه آمد دلتنگ ؛ در ميان غلامان وى غلامى بود سياه ، گفت : يا مولاى چرا دلتنگى ؟ - بانگ بر وى زد گفت : ترا با اين چيست ؟ - گفت : بگوى باشد كه خداى تعالى اين فرج
هامش
أصحاب ما آن كتاب را از امام سعيد عماد الدّين أبو محمّد الحسن الاسترآبادى نوّر اللّه قبره استماع كردهاند كه او از پسر قدامه سماع دارد و پسر قدامه از مرتضى علم الهدى رضى اللّه عنه » ؛ بنابراين حاجت بتصريح باسم سيّد ( ره ) نبوده است چنان كه اين مطلب را مبسوطا در مقدّمه بعنوان تمهيد عذر براى مصنّف اين تفسير « جلاء الاذهان » يعنى ابو المحاسن جرجانى ( ره ) ياد كرديم كه وى به همين جهت نام ابو الفتوح ( ره ) را نبرده است با آنكه تفسير وى ملخّص تفسير ابو الفتوح ( ره ) بوده است ( رجوع شود بص 15 - به مقدّمه كه در آغاز جلد اوّل است ) و اگر درست تعمّق شود تنها اين مورد نيست كه ابو الفتوح ( ره ) مطالب علم الهدى ( ره ) را گرفته و در تفسير خود آورده و بسيّد ( ره ) نسبت نداده است بلكه فراوان در فراوان است بلكه مىتوان گفت كه غالب مطالب تحقيقى و مبانى كلامى و ادبى تفسير ابو الفتوح ( ره ) مأخوذ از غرر و درر سيّد ( ره ) بوده است و در بعضى موارد بر حسب اقتضا به همين مطلب مختصر اشاره كردهايم كه از آن جمله است مبحث عالم ذرّ از تفسير سورهء اعراف ( رجوع شود بمجلّد سوم ص 281 ) و از بعضى موارد تصريح ابو الفتوح ( ره ) بنام سيّد به خوبى برمىآيد كه وى متابعت خود را از سيّد يكى از مبانى افتخارات و ابتهاجات خود مىدانسته است و هو كذلك ؛ زيرا مقام سيّد و استادش مفيد ( ره ) در ميان علماى شيعه بسيار شامخ است و مىتوان گفت كه در غالب مطالب كلامى و تفسيرى و ادبى و امثال اين مقام ايشان مقام استادى و مقام ساير علما مقام شاگردى است پس سرّ عدم تصريح ابو الفتوح ( ره ) بنام سيّد علم الهدى ( ره ) در مقام نقل كلماتش اين بوده است و بس ؛ و السّلام على من اتّبع الهدى .
طبرسى ( ره ) نيز در مجمع البيان در سورهء مباركهء [ الرحمن ] بعد از ذكر آيهء( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) *گفته : « فأما الوجه لتكرار هذه الآية فى هذه السورة فانّما هو التقرير بالنعم المعدودة و التأكيد فى التذكير بها كلّها فكلّما ذكر سبحانه نعمة أنعم بها قرّر عليها و وبّخ على التكذيب بها » ( آنگاه عبارت علم الهدى ( ره ) را بدون نسبت بوى تا آخر يعنى تا « و هذا هو الجواب بعينه عن التكرار لقوله :[ فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ] *فى سورة المرسلات » نقل كرده است ) .
و جواب از اين كار وى همانا جواب از كار ابو الفتوح ( ره ) است بعينه ؛ فتفطّن .