بر دست من سهل كند گفت : چنين و چنين حالى است گفت : برو و امير را بگوى كه مرا غلامى است سياه ؛ تفسير اين آيت مىداند ، وزير برفت و بگفت ، امير گفت :
غلام را حاضر گردان ؛ حاضرش كرد ؛ غلام گفت : اى أمير شأن خداى تعالى آنست كه :
يولج اللّيل فى النّهار و يولج النّهار فى اللّيل ، و يخرج الحىّ من الميّت و يخرج الميّت من الحىّ ، و يشفى سقيما و يسقم سليما ، و يبتلى معافى و يعافى مبتلى ، و يعزّ ذليلا و يذلّ عزيزا ، و يغنى فقيرا و يفقر غنيّا ؛ شأن او آن است كه شب برد و روز آرد و روز برد و شب آرد ، و بميراند و زنده گرداند ، و بيمار را شفا دهد و تندرست را بيمار گرداند ، و عافيت دهد و مبتلى كند ، و عزيز كند و ذليل كند ، و توانگرى دهد و درويشى دهد أمير گفت : أحسنت اى غلام ، آنگه بفرمود : تا جامهء خواجه وزير بيرون كردند و در غلام پوشيدند و بجاى خواجهاش بنشانيدند ، غلام گفت : يا مولاى هذا ايضا من شأن اللّه ؛ اين هم از شأن خداست ، و
[ شَأْنٍ ]
كارى باشد با قدر و منزلت .
هامش
عالم جليل مولى فتح اللّه كاشانى ( ره ) در منهج الصادقين بعد از ذكر آيهء مباركهء[ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ] *نخستين بار در سورهء مباركهء « الرّحمن » گفته : « و بدانكه اين كلمات در سى و يك موضع از اين سوره تكرار يافته به جهت آنكه اين سوره مشتمل است بر ذكر نعم إلهى ؛ پس بعد از ذكر هر نعمتى اين الفاظ را تكرار نموده تا سامعان و قائلان متنبّه شوند بر كثرت نعم ؛ و تصديق نمايند بهر يك از آن .
و گفتهاند كه : تكرار براى دفع غفلت است و تأكيد حجّت و تقرير نعمت و تأكيد در تذكير آن و مبالغه در توبيخ مكذّب آن ؛ همچنانكه در عرف مىگويند كه : أما أحسنت إليك حين أعطيت مالا ، أما أحسنت إليك حين ملّكتك عقارا ، أما أحسنت إليك حين به نيت لك دارا ، مثل اين در كلام عرب بسيار است و در اشعار ايشان ، مهلهل بن ربيعه برادر خود را كليب مرثيه گفته : و در هر بيت مكرّر كرده و از آن جمله اينست كه :على ان ليس عدلا من كليب * اذا طرد اليتيم عن الجزورعلى ان ليس عدلا من كليب * اذا ما ضيم جيران المجيرعلى ان ليس عدلا من كليب * اذا رجف العضاه من الدّبورو قرآن بر طريقهء استعمال ايشان فرود آمده تا از هر نوع كلامى كه مستعمل ايشان باشد از روى فصاحت در قرآن نيز از آن نوع توان يافت » .
شيخ الطائفه ( ره ) در تبيان گفته : ( ج 2 ؛ ص 460 ) « و انّما كرّرت هذه الاية لانه تقرير بالنعمة عند ذكرها على التفصيل نعمة نعمة كأنّه قيل :
بأىّ هذه الالاء تكذّبان ثم ذكرت آلاء أخر فاقتضت من التذكير و التقرير بها ما اقتضت الاولى ليتأمّل كل واحدة فى نفسها و فيما تقتضيه صفتها من حقيقتها التى تنفصل بها من غيرها » .