و خرما و پينو « 1 » بخر ، او برفت و بخريد ، و مشتى ديگر برداشت و عمر را داد و گفت :
با اين جامه و طيب بخر ، برفت و بخريد ، سعد معاذ آمد و ده گوسفند آورد و گاوى و شترى ، سعد بن الربيع آمد و پنج گوسفند آورد و شترى ، و سعد بن خثيم آمد و دو اشتر آورد ، و أبو أيّوب انصارى آمد و گوسفندى و خروارى خرما آورد ، و خارجة بن زيد آمد شترى آورد و گاوى و چهار گوسفند عبد الرّحمن عوف پنج خروار خرما آورد ، و عثمان عفّان پنج خروار خرما آورد ، و بيست گوسفند و مشكى روغن گاو ، و هر كسى از صحابه آمدند و هديّهء مىآوردند تا هداياى بسيار جمع شد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هديّه بپذيرفتى و عوض بدادى آن را ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بفرمود : تا آنچه گندم بود آن را تفرقه كردند و هر كسى را از اصحاب نصيبى دادند و ببردند آرد كردند و نان بپختند و على را گفت : امشب مرا و ترا به آن مشغول مىبايد بودن كه گاوان و گوسفندان و شتران را بكشيم ، امير المؤمنين على عليه السّلام ميكشت و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پوست مىكند و پاره پاره ميكرد چون روز شد تمام كرده بود امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : بر دست رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هيچ اثر خون نديدم ، چون روز بود رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كس فرستاد صحابه را بخواند و گفت : روز خرّمى و زفافست مرا امروز يارى دهيد بتن خود و مواليان خود تا وليمهء على بسازيم ، صحابه برهنه شدند و ديگها بر بار نهادند و آتش بر كردند ، گروهى گوشت پاره ميكردند و گروهى مىشستند و گروهى آتش ميكردند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون آن جدّ ايشان بديد گفت : اللّهمّ أعنهم على طاعتك و لا تؤيسهم من رحمتك و لا تخلهم من فضلك ؛ چون دو ساعت « 2 » از روز بگذشت همه طبخها ساخته بودند و طعامها معدّ « 3 » كرده ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على عليه السّلام را گفت : برخيز و جملهء مهاجر و أنصار و اهل مدينه را حاضر كن و هيچكس را در مدينه رها مكن . همه را بخوان از مردان و كودكان و زنان
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع ( در حرف باى فارسى ) گفته : « پينو با نون بر وزن ليمو كشگ باشد كه دوغ ترش خشگ كرده است و به عربى [ أقط ] و بتركى [ قروت ] خوانند و ماست چكيده را نيز گويند كه روغن آن را نگرفته باشند » و صاحب نصاب گفته : « أقط پينو دوا دارو تئق بدخو مئق گريان » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « يك ساعت » .
( 3 ) - « معدّ » بصيغهء اسم مفعول از باب افعال يعنى حاضر و آماده .