املاك دارد سود كنيم از معاملهء او » آخر خداوند جهان را هيچ [ 1 ] ملك نديدى كى چنين خايفى و خطاب
أَقْرِضُوا اللَّهَ
« 1 » را به گوش اعتماد نمىشنوى .
هرچه از تو باقى نيست دنياى تست و هر چه از تو باقيست آخرت تست آن را باش يعنى پرورندهء كان لعل باش اكنون مثال يوسف دان روح را در مصر تن .
من اوّل متفحص ( آن ) [ 2 ] بودم كه اين جوهر من باقى هست يا باقى نيست يوسف را در ميان چاه يافتم بر صفتى [ 3 ] كه دانستم كه او باقيست غير او را بقا نبود
( ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى )
« 2 » [ 2 ]
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا ( أَنْفُسَهُمْ )
« 3 » [ 4 ] در حقّ كسى ظلم يا ناشايستى [ 5 ] يا تباهى كرده باشد او ظلموا انفسهم يا با خويش گناهى كرده باشد كه به ديگرى متعدّى نباشد
وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ
« 4 » اين ( لمن يشاء ) [ 6 ] بشرك باز مىگردد يعنى هر كه را كه خواهد از شرك [ 7 ] خلاص دهد او را آمرزيده است و هركه را كه خواهد كه مشرك باشد او را نيامرزد .
امروز غرق بودم در دريا در [ 8 ] طلب گوهر ( كه گفتم كه اين بار رفتم ، همچنان باشد طالب گوهر ) [ 6 ] هربارى كه در قعر رود اگر كسى باز گشايد
هامش
( 1 ) - سل : جل جلاله هيچ
( 2 ) - سل : ندارد .
( 3 ) - اصل : به وسعتى
( 4 ) - اصل : ندارد .
( 5 ) - سل : ظلمى يا سگالشى
( 6 ) - سل : ندارد .
( 7 ) - سل : كه از شرك
( 8 ) - سل : در درياى بىنهايت در
( 1 ) - قرآن كريم ، المزّمّل / 20
( 2 ) - قرآن كريم ، طه / 74
( 3 ) - قرآن كريم ، آل عمران / 135
( 4 ) - قرآن كريم ، النساء / 48