نيز نگر : قصص الأنبياء - عليهم السّلام - ، الثعلبي ، ص 241 .
( 1659 ) 140 / 21 و 22 « در قصّها عظمة جسم او گفتهاند و دران مبالغت كرده . » .
مرحوم علّامهء شعرانى - طاب ثراه - نوشتهاند :
« عوج بگفتهء تورات پادشاه كشورى بود به نام باشان و بسيار قوى و شجاع بود . به جنگ حضرت موسى و بنى إسرائيل آمد و شكست خورد و كشور او به تصرّف حضرت موسى درآمد و أريحا از ملك او نبود و افسانههاى مبالغهآميز كه در بارهء عوج آوردهاند غالبا در تواريخ مشهور راه مىيابد و از آن عجب نبايد داشت . » .
( تفسير شيخ ابو الفتوح - قدّس سرّه - ، چ شعرانى ، ج 4 ، ص 144 ، حاشية . ) نمونهء گزارشهاى پيشينگان را در بارهء عوج ، نگر در : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - عليه الرّحمة - ( چ شعرانى ) ، ص 144 و 145 ؛ و : قصص قرآن مجيد ، سورآبادى ، به اهتمام يحيى مهدوى ، ص 89 ؛ و : تاج التّراجم ، ج 2 ، ص 569 ؛ و : ترجمهء تفسيرى طبرى ، ج 1 ، ص 90 ؛ و : قصص الأنبياء ( عليهم السّلام ) ، الثعلبي ، ص 241 و 242 ؛ و : قصص الأنبياء ( عليهم السّلام ) ، ابن كثير ، ص 278 .
شهرت « عوج » نزد پيشينيان ، پاى او را به شعر فارسى نيز باز كرده :
« چو بشنيد شه حكم يأجوج را * كه پيل افكند هر يكى عوج را » ( نظامى ) « نان و آش و شير آن هر هفت بز * خورد آن بوقحط عوج ابن غز » ( جلال الدّين محمّد بلخى ) « جوى باز دارد بلاي درشت * عصايى شنيدى كه عوجى بكشت » ( سعدى ) ( هر سه شاهد از : لغتنامهء دهخدا ) .
نغزك : نگرش نقّادانهء مصنّف ، ابو المكارم حسنى ، به گزارشهاى پيشينگان در بارهء عوج ، نمودار منش محقّقانهء وى و براستى خورند نگريستن است - قدّس اللّه روحه العزيز .
نقّادى را نيز ببينيد در : قصص الأنبياء ( عليهم السّلام ) ابن كثير ، ص 278 .
( 1660 ) 140 / 23 « صاحب خبران » .
« صاحب خبر » : منهى ، خبرگزار .
« پادشاهى كه بروم اندر صاحبخبران * پيش او صف سماطين زده زرين كمران » ( منوچهرى ) « و هر كجا صاحب خبر گماشته بود و جز مردم دانا و عاقل را نگماشتى » ( فارسنامهء ابن بلخى ) .
« خبر برد صاحب خبر نزد شاه * كه مشتى ستمديدهء دادخواه . . . » ( نظامى ) ( بگزينش از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 1661 ) 140 / 24 « بچژّه . . . » در دستنوشت - سازگار با آداب إملائي و رسم الخطّى پيشينگان - : « بجزّه » .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 604
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٦٠٤