پيشگفتارمان بر همين كتاب ( : دقائق التّأويل ) .
( 1653 ) 139 / 21 و 22 « و اذكروا . . . به » .
المائدة / 7 .
( 1654 ) 139 / 22 « تأكيد و بيان آن » .
« و بيان آن » در حاشية افزود شده بود ( بخطّ اصلى ) ، حال آن كه يك « آن » هم پس از « تأكيد » در متن هست . يكى از « آن » ها زائد مىنمود ؛ سترديم .
( 1655 ) 140 / 5 « دوازده » .
چنين است در دستنوشت و نمودار تلفّظى كهن .
هم امروز مىشنويم كه برخى « دوازده » را «
duazza
» يا مانند آن تلفّظ مىكنند .
( 1656 ) 140 / 8 « النّقاب - بكسر النّون - الرّجل العلّامة » .
مانند اين سخن را از واژهشناس بزرگ ، فيروزآبادي ، بنگريد در : القاموس المحيط ، ج 1 ، ص 298 .
( 1657 ) 140 / 8 « را [ ؟ ] » .
علامت پرسش را درون چنگك افزوديم تا نامفهومى كنونى و نادرستى محتمل ضبط را نموده باشيم .
ظ . بايد به جاى « را » ، « نون » ثبت كرد ؛ از قرائن اين گونه برمىآيد .
( 1658 ) 140 / 13 « از سبط روبيل . . . اختيار كرد » .
كلانترين دغدغهء بنده در ضبط نصّ اين پاره به دست دادن قرائت درستى ، موافق و سازگار با ريختهاى مكتوب در دستنوشت ، مىباشد . با دقّت و ريزبينى فراوان ، هنوز از تقسيم درست نقطهها در ميان سه حرف نخستين « ثقتالى » بىگمان نيستم ؛ دودليهاى خرد ديگر نيز دارم .
شيخ ابو الفتوح - أعلى اللّه مقامه - نيز گزارشى از اين نامها بدست داده كه سنجيدنش با گزارش ابو المكارم - طاب ثراه - سودمندست . نگر : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - قدّس سرّه - ( چ شعرانى ) ، ج 4 ، ص 143 و 144 .
مرحوم علّامه آية اللّه شعرانى - رضوان اللّه عليه - را بر اين جايگاه تفسير ابو الفتوح - نوّر اللّه مرقده - تعليقتى است ، و اينك آن :
« در اسامى أسباط بنى إسرائيل و نقباى آنان تصحيف بسيار است چون نام عربى نيست و راويان ضبط آن را نميدانستند و در توراة نام أسباط بنى إسرائيل چنين است : روبين . شمعون . يهودا يساكار زبولون .
بنيامين دان . أشير . جاد . نفتالى . لاوى . يوسف كه دو قسمت مىشوند : افرائيم . منسه و اسامى نقباى آنان در سفر عدد فصل أول تا آيهء 15 مذكور است به ترتيب أسباط : شموع بن زكوره . شافاط بن حورى . كالب بن يفنه يجآل بن يوسف . جديئيل بن سودى فلطى بن رافو . عميئيل بن حملى . ستود بن ميخائيل . جأوئيل بن ماكى نحبي بن وفسى . و از سبط لاوى كسى را نام نبرده است اما از سبط يوسف دو تن هوشع بن نون از افرايم و جدي ابن سوسى از منسّه و بشباهت كتابت ميتوان لفظ صحيح هر يك را دانست . هوشع همان يوشع است . . . » .
آغاز سفر أعداد را در « كتاب [ موسوم به ] مقدّس » كه « انجمن كتاب [ موسوم به ] مقدّس ايران » منتشر كرده ( چ 2 در ايران ، 1987 ) مىتوانيد در صفحهء 202 ببينيد .