« مسلمانان كه از آغاز شبانه روز از فرو شدن آفتاب همى گيرند » ( التّفهيم ) .
« بدى ده شبانروز بر پشت زين * كشيده به بدخواه بر تيغ كين » ( فردوسى ) ( نقل بگزينش از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 1618 ) 133 / 7 « انهى كرد » .
« زير » هاء طوري با فاصله كتابت شده كه به كلمهاى در سطر زيرين نيز شايد بتوانش نسبت داد ( به عنوان « زبر » ) .
« انهى » ( ممال انهاء ) : انها ، خبر دادن ، پوشيده خبر دادن .
« مقرر گشت كه هيچ خانه نيست بر آن جمله كه انهى كرده بودند » ( تاريخ بيهقى ) .
« او را سوگند داده آمده است كه آنچه رود پوشيده انهى كند » ( تاريخ بيهقى ) .
« زبان سوسن آزاد و چشم نرگس را * خواص نطق و نظر داد بهر انهى را » ( انورى ) ( بگزينش و نگارش از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 1619 ) 133 / 9 و 10 « هل اتى . . . مذكورا » .
الإنسان / 1 .
( 1620 ) 133 / 11 و 12 « و لكم . . . حين » .
الأعراف / 24 .
( 1621 ) 133 / 13 و 14 « تؤتى . . . ربّها » .
ابراهيم / 25 .
( 1622 ) 133 / 14 « شش ماه » .
چنين مىباشد در دستنوشت ؛ و نمودار تلفّظى كهن و شناخته است .
( 1623 ) 133 / 17 « فسبحان . . . تصبحون » .
الرّوم / 17 .
( 1624 ) 133 / 7 « بام » .
« بام » : صبح ، غداة ، پگاه ، بامداد ؛ مقابل « شام » .
« يكى مرغ دارد بريشان كنام * نشيمش بشام آن بود اين به بام » ( فردوسى ) « به شب گويم نمانم زنده تا بام * چو بام آيد ندارم طمع با شام » ( ويس و رامين ) « بادا دل اميد نكو خواه تو بىبيم * بادا شب ادبار بدانديش تو بىبام » ( [ محمّد بن ] عبد الرّزاق اصفهانى ) ( بگزينش از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 1625 ) 133 / 20 « و ابصرهم في القضيّة » .
اگر منظور مصنّف - قدّس اللّه روحه العزيز - بهرهاى از همان روايت حافظ أبو نعيم اصفهانى است ، كه
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 599
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٥٩٩