( 1314 ) 93 / 12 و 13
« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى
. . .
لِلَّهِ »
.
الأنفال / 39 .
« يكون » در مصحف متداول « يكون » است . ضبط دستنوشت ما قرائت ديگرى است ؛ نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 449 .
« لا تكون » در دستنوشت ما « لا يكون » بود ؛ مطابق مصحف إصلاح و ضبط شد .
( 1315 ) 93 / 14 و 15 « فيكون . . . كلّه » .
سنج : بحار الأنوار ، ج 26 ، ص 263 ، و : ج 51 ، ص 83 ( هر دو : چ 110 جلدي ) .
گفتنى است كه در دستنوشت آمده : يظهر الإسلام ( به همين طرز حركتگذارى ) .
( 1316 ) 93 / 16 « اگر از عمر عالم . . . » .
سنج : الإرشاد ، تحقيق : مؤسّسة آل البيت - عليهم السّلام - لإحياء التّراث ، ج 2 ، ص 340 و 341 ( با پينوشت ) .
بيش از آن و پيش از آن ، نگر : كتاب الغيبة ، شيخ الطّائفة الطّوسى ( ره ) ، صص 180 - 182 ( به ويژه با پينوشت ارزشمند شمارهء 2 از ص 181 ) .
پنهان نماند كه در همين زنجيره يادداشتى بشرحتر داريم در همين موضوع ؛ اميدواريم سودمند واقع شود - إن شاء اللّه .
( 1317 ) 93 / 25 « ( 187 ) سؤال » .
ضبط دستنوشت كاملا روشن نيست ، ولى گمان مىكنم درست خوانده باشم .
( 1318 ) 93 / 26 « مردى از بنى مرّة بن . . . نام او . . . » .
در تفسير شيخ ابو الفتوح - أعلى اللّه مقامه - آمده : « . . . آيت در مردى آمد از بنى مره بن عوف بن سعد دينار ، نام او مرداس بن نهيك ، . . . » . ( چ شعرانى ، ج 3 ، ص 472 ) .
ضمنا بررس : كشف الاسرار و عدّة الأبرار ، ج 2 ، ص 642 .
( 1319 ) 94 / 2 « مردى ، . . . » .
پس از « مردى » در دستنوشت يك « بوذ » هم كتابت شده و سپس رويش خط زده شده است . ( ظ . به خطّ اصلى خط زده شده . ) .
هر چند بود آن « بوذ » ، خالي از مشكل بود ، به سبب خط زدگى درجش نكرديم ؛ در ريخت كنونى اگر چه جمله قدرى از أذهان امروزيان دورست ، غلط نيست .
( 1320 ) 94 / 3 « فضالة » .
در دستنوشت : « فضّالة » .
( 1321 ) 94 / 4 « سولاخ » .
« سولاخ » ريخت ديگرى است از « سوراخ » . در ناحيهء اصفهان هنوز اين تلفّظ شنيده مىشود .
مصنّف - طاب - ثراه - در بلابل القلاقل هم « سولاخ » را به كار برده : « . . . و در ان واديها سولاخهاست » ( رويهء 187 از دستنوشت بنا بر شمارهگذارى عكس ما ) ؛ البتّه در همين بلابل القلاقل « سوراخ » هم استعمال شده ( همان رويه ) .