ضمنا براى آگاهى بيشتر در بارهء اين مادّهء لغوى از ديد مصنّف - عليه الرّحمة - ، شايد نگرش به : دستنوشت بلابل القلاقل ، رويهء 26 ( طبق شماره گذارى عكس ما كه در آغازش چند صفحه شماره ندارد ) ، بىسود نباشد .
( 1285 ) 88 / 20 « بالشّيد » .
در دستنوشت : « بالشيدّ » .
( 1286 ) 89 / 10 « فرو گذاشتند » .
« فرو گذاشتن » : رها كردن ، فرو گذاردن ، ترك كردن .
انديشه كنم كه وقت يارى * در نيم رهم فرو گذارى ( نظامى ) يا بخت من طريق محبّت فرو گذاشت * يا او به شاهراه طريقت گذر نكرد ( حافظ ) ( به نقل از : لغتنامهء دهخدا ؛ با تلخيص ) .
( 1287 ) 89 / 11 « . . . « فمن نفسك » مىخوانذ - بفتح ميم - ، . . . » .
اين قرائت از عائشه است ؛ نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 147 .
( 1288 ) 89 / 15 « خذاى تعالى » .
چنين است در دستنوشت ؛ اظهار اين تلفّظ مرجوح ، دست ما را در اعمال طريقهء مختارمان در سجاوندى بست .
( 1289 ) 90 / 1 « بيّت » .
يادداشتى در بارهء اين قرائت پيشتر آمد .
( 1290 ) 90 / 6 « يقول » .
در دستنوشت ، سازگار با ضبط مصحف متداول : « تقول » ؛ تغيير داديم در سنجش با ترجمهء فارسى و ضبط دستنوشت ، پيش از اين در نقل كامل عبارات قرآنى . از اين دو قرينه معلوم مىشود نظر مصنّف به قرائت « يقول » بوده است .
ضمنا نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 149 .
« جز از » .
در پارسى « جز » و « بجز » و « جز از » و « بجز از » را به يك معنا به كار بردهاند .
فردوسى و ديگر پيشينگان « جز از » را اينجا و آنجا به كار بردهاند ، و گواه فراوان دارد . نمونه اينست :
« جز از تو يكى داور ديگرست * كز انديشهء برتران برترست » ( فردوسى ) ( بيت به نقل از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 1291 ) 90 / 6 « يبيّتون » .
در دستنوشت : « يبيّتون » ؛ از روى قرآن كريم درست گردانيديم .
( 1292 ) 90 / 11 « فوّض » .
چنين است در دستنوشت ؛ شايد قرائت به وجه ديگر با ظاهر ترجمهء پسايندهاش بيشتر بخواند .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 557
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٥٥٧