( 1259 ) 85 / 7 « ابىّ » .
در دستنوشت : « ابّى » .
نگر : خلاصهء سيرت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، با مقدّمه و به تصحيح أصغر مهدوى و مهدى قمىنژاد ، ص 128 .
( 1260 ) 85 / 8 « التّبطئة » .
در دستنوشت : « التّبطية » . ( آيا ناهمسانى ، تنها رسم الخطّى است ؟ ) .
( 1261 ) 85 / 9 « [ متعدّى ] » .
به سنجش معنا ، برفزوديم .
در كتاب المصادر ( ص 633 ) آمده : « التبطية : درنگى شدن . و يعدّى بالباء ، و أجاز بعضهم ان يكون التّبطية متعدّية » .
نغزك : در خور توجّه است كه اين فائدهء واپسين در شمارى از كتب قديم و جديد تازى يافته نشد . از آن روى ياد كردم تا برخى تراث علمى قدماي پارسى زبان را خوار ننگرند و سر فخر از ناديده ورى بر آسمان نسايند ! فتأمّل ! ( 1262 ) 85 / 9 « بطّوء » .
چنين است در دستنوشت .
( 1263 ) 85 / 15 « تلهّف » .
« التلهّف : اندوه بردن » ( كتاب المصادر ، ص 808 ) .
( 1264 ) 85 / 17 « لم يكن » .
« يكن » در دستنوشت جا افتاده بود ؛ برافزوديم و سبب ناهمسانى اين ضبط با مصحف متداول نيز پيشتر آمد .
( پنهان نماند كه - ظ . به قلم سرخ - چيزى در حاشيهء ورقهء دستنوشت افزودهاند و در عكس ما بكمال پديدار نيست . ) .
( 1265 ) 85 / 20 « مودّة و محبّت » .
در دستنوشت روى « م » « مودّة » ، « پيش » ( : ضمّه ) نهاده شده ! ( 1266 ) 85 / 20 و 21 « پيروزى يافتنانى » .
ريخت صرفى ويژهاى است .
ضمنا نگر : دستور تاريخي زبان فارسى ، دكتر پرويز ناتل خانلرى ، به كوشش دكتر عفّت مستشارنيا ، ص 114 ، و نيز : 117 .
( 1267 ) 86 / 11 « ايشانرا كى معاون امير المؤمنين بوذند » .
خوانندهء باريك بين طبعا خود دقّت خواهد كرد كه مراد از « ايشان » أنصار امير مؤمنان - عليه آلاف التّحيّة و الثّناء - است . مبادا در پيوند عبارات پيشين و اين عبارت اشتباه معنايى رخ دهد ! خوراى نگرش اين كه نظير اين طرز سخن پردازى مصنّف - قدّس سرّه - هنوز در گفتارهاى روزانهء ما يافت مىشود .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 554
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٥٥٤