( 1274 ) 87 / 17 « اگر ما را مهلت داذتى » .
« مهلت داذتى » ريخت كهنى است از فعل شرطي .
ضمنا نگر : دستور تاريخي زبان فارسى ، ص 117 .
( 1275 ) 87 / 17 « اوليتر » .
حركتها ( دست كم بجز زبر يكم ) ( ظ ) به همان قلم ثانى پيشگفته است .
( در بارهء اين تلفّظ ويژه پيشتر سخن گفتهايم ) .
( 1276 ) 87 / 20 « يظلمون » .
قرائت مندرج در متن ما ، همين مىباشد . يادداشتى پيش ازين در اين مورد آمد .
( 1277 ) 78 / 20 و 21 « اندك و بسيار » .
گزارش مفسّرانهء باريكى به دست داده است ؛ مىرساند كه هيچ ستمى ( چه اندك و چه بسيار ) بر ايشان نرود .
« فتيل » ، « كنايت است از چيز اندك بر سبيل مبالغه » ( تفسير شيخ ابو الفتوح - عليه الرّحمة - ، چ شعرانى ، ج 3 ، ص 442 ؛ لفظ اوّل در متن چاپى : كنابت - ظ . غلط مطبعى است . ) .
اگر ترجمهء لفظ به لفظ هم بىافزايش لفظي به دست داده شود ، مستعدّ « كژتابى » مىباشد .
( 1278 ) 88 / 4 « بيّت » .
در دستنوشت ، به روشنى بر تاء ، سكون گذارده آمده .
در مصحف متداول : « بيّت » .
در بارهء اين اختلاف ، نگر : تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ، چ شعرانى ، ج 3 ، ص 448 .
( 1279 ) 88 / 4 « يقول » .
چنين است در دستنوشت ( به ياء آغازين ) ؛ ضمنا نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 149 .
در مصحف شريف متداول : « تقول » .
( 1280 ) 88 / 8 « ردّوه » .
در دستنوشت : « ردّوه » ؛ از روى قرآن كريم إصلاح گرديد .
( 1281 ) 88 / 15 « باشيذ » .
در دستنوشت چنين است و ذال پارسى مكسور كتابت گرديده .
( آيا به سبب مؤخّر واقع شدن صفت ، فعل را به جاى موصوف مكسور كردهاند ؟ ) .
( 1282 ) 88 / 17 « گويند » .
در عكس ما ، روشن نيست كه ضبط نسخه « گويد » است يا « گويند » . ( نغزك : فعل مفرد براى فاعل بيش از يك نفر در متنهاى قديم ديده شده است ؛ پس اين جايگاه دستنوشت خوراى ريزنگرى است . ) .
( 1283 ) 88 / 19 « اطّراد » .
ضبط دستنوشت را عكس ما بروشنى جلوه نمىدهد ؛ شايد « اغّراد » ( ؟ ) يا ريختى ديگر هم قابل قرائت باشد . ما به سنجش و گمان ، « اطّراد » ضبط نموديم .
( 1284 ) 88 / 20 « شدّه » .
چنين است در دستنوشت . شايد « شيّده » اگر مىبود ، بهتر مىبود .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 556
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٥٥٦