نمونهء كاربرد « زن كردن » را در معناى لازم در اين جمله بنگريد :
« امّا چون زن كنى ، طلب مال زن مكن » ( قابوس نامه ، ص 129 ) .
( 1043 ) 61 / 11 « او را مضرّت نمودى » .
در تفسير شيخ ابو الفتوح - نوّر اللّه مرقده - مىخوانيم : « او را إضرار كردى » ( چ شعرانى ، ج 3 ، ص 345 ) .
مصنّف - أعلى اللّه مقامه - ( ظ . ) « مضرّت نمودن » را برابر « إضرار » به كار برده است .
( 1044 ) 61 / 13 « كبيشه » .
در مآخذ در ضبط اين نام اختلاف است . در مجمع البيان ( ج 3 ، ص 39 ) هم ريخت « كبيشة » آمده .
( 1045 ) 61 / 13 « معن » .
در مآخذ در ضبط اين نام اختلاف است . در مجمع البيان ( ج 3 ، ص 39 ) هم ريخت « معن » آمده .
( 1046 ) 61 / 13 « الاسلت » .
در مآخذ در ضبط اين نام اختلاف است ؛ نمونه را بنگريد به : تفسير القمي ، چ دار السّرور ، ج 1 ، ص 162 ؛ و : كنز الدّقائق ، ج 3 ، ص 358 .
در مجمع البيان ، مثل دقائق التّأويل ، ريخت « الأسلت » درج شده .
( 1047 ) 61 / 14 « قيس » .
در تفسير القمي ( چ دار السّرور ، ج 1 ، ص 162 ) و مجمع البيان ( ج 3 ، ص 39 ) و كنز الدّقائق ( ج 3 ، ص 358 ) ، نام اين پسر « محصن » آمده ؛ ولى در كشف الأسرار هم به ريخت « قيس » ، باز مىخوريم ( ج 2 ، ص 457 ) .
( 1048 ) 61 / 16 « نفقه » .
حركات در دستنوشت ، ( ظ . ) از همان قلم ثانى است .
( 1049 ) 61 / 16 « و » .
در خود دستنوشت روى واو ضمّه گذاشته شده ؛ اين از ويژگيهاى برخى نسخههاى قديم است كه نشان دهندهء گونهء تلفّظى خاصّى است .
شادروان استاد دكتر معين در فرهنگ فارسى نوشتهاند : « و » عطف در پهلوى به صورت «
u
» تلفّظ مىشده و در قرون أولاي إسلامي نيز به همين صورت بوده و بعدها به صورت «
o
» در آمده . از سوى ديگر « و » عطف عربى (
va
) در فارسى تأثير كرده و در تلفّظ هرج و مرجى پديد آمده ، . . . ( ذيل « و » ) .
آقاى دكتر هادى عالمزاده ، مصحّح و محشّى و معلّق « تاج المصادر » ، نكتهاى نگريستنى در بارهء دستنوشت أساس تصحيحشان گوشزد مىكنند :
واو عطف فارسى در همهء موارد به صورت « و » ( واو مضموم ) كتابت شده و از واو عطف عربى كه در همه جا به صورت « و » ( واو مفتوح ) نگارش يافته ، كاملا ممتاز است .
( تاج المصادر ، ج 1 ، ص صد و پنج ) .
جز همين دستنوشت تاج المصادر - كه ذكرش بيامد - در دستنوشتهاى كهن ديگرى هم ، « و » ( واوى كه ضمّه روى آن نهاده شده ) ، آمده است . از جمله بنگريد به سورهء مائدة از قرآن كوفى كهن با ترجمهء استوار پارسى ( چ عكسى ) ، به اهتمام دكتر رجائي ، ص 3 .