( 1050 ) 61 / 17 « فدى » .
« فدى » : ممال فداء است .
( نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « فدى » . ) ( 1051 ) 62 / 11 « كراهيت » .
چنين است در دستنوشت ( سنج : كليله و دمنه ، ص 81 ، حاشيهء مربوط به س 1 ) . ضبط نسخهء ما معلوم مىدارد تلفّظ اين كلمه با ياء مشدّد پيشينهء دراز دارد .
( 1052 ) 62 / 12 « الكره » .
حركاتگذارى چنين است در دستنوشت و كاف به روشنى مضموم كتابت گرديده . نگر : ترتيب كتاب العين ، ج 3 ، ص 1570 ؛ و : ترتيب إصلاح المنطق ، ص 323 ؛ و : المختار من صحاح اللّغة ، ص 450 . نيز نگر :
الرّائد ، ذيل « كره » .
( 1053 ) 62 / 18 « لا تأكلوا » .
در دستنوشت در نقل نصّ كامل آيت شريف ، كاتب « لا تأكلوا » ( طبق روال معمول نسخهء خطّى بدون كتابت « ء » ) نوشته ولى اينجا كه خواسته بهرهاى از آيت را براى توضيح و تفسير بياورد ، كتابتى شگفتآور به كار بسته : الف پس از تاء را انداخته و « ت » را به « ك » پيوسته و روى « ت » يك همزه گذاشته ! ( 1054 ) 62 / 21 « منصوب مىنهذ » .
معناى « نهاذن » را در نضير اين كاربرد ، پيشتر ، در همين سلسله يادداشتها توضيح دادهايم .
( 1055 ) 62 / 21 « التجارة تجارة » .
در دستنوشت با قلمى كه ماننده به قلم اصلى متن است ، روى « التّجارة » خطّى كژ ( گ . به نشانهء قلم گرفتگى ) كشيده شده .
ضبط متن ما را سنج با : تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ، چ شعرانى ، ج 3 ، ص 369 ؛ و : مجمع البيان ، ج 3 ، ص 59 .
( 1056 ) 62 / 23 « شرى » .
اگر نه هر دو كسره ، ( گ . ) كسرهء يكم به قلم ثانى پيشگفته است .
( « الشّرى و « الشّراء » : خريدن و فروختن . ( از : تاج المصادر ، ج 1 ، ص 188 ) ) .
« شرى » : ممال « شرى » .
« تو همى خواهى كه پنجمشان شوى * احتياطى كن درين بيع و شرى » ( انورى ) « وى بسا كس رفته تا هند و هرى * او نديده جز مگر بيع و شرى » ( جلال الدّين محمّد بلخى ) ( با بهرهجويى از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 1057 ) 62 / 24 « مكشيذ » .
چنين است در دستنوشت - به سكون كاف . پيش از اين هم به چنين تلفّظى در متن بازخورديم و خوانندهء ارجمند را بدان توجّه داديم - با اين تفاوت كه در آنجا « بكشند » آمده بود .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٥٢١