( 1022 ) 58 / 12 « الكرش » .
در دستنوشت ، به زبر كاف ضبط شده و زبر ( ظ . ) به قلم ثانى پيشگفته است .
( 1023 ) 58 / 12 « لجفائه » .
در دستنوشت ، موافق گونهاى رسم الخطّ تاريخي ، « لجفايه » آمده . ضمنا اين موضع و أصلا اصل مقولهء مورد بحث در اين سطور كتاب را سنج با : مجمع البيان ، ج 2 ، ص 868 .
( 1024 ) 58 / 14 « فاعف عنهم » .
اين عبارت گرامى قرآنى در دستنوشت ، دو بار پشت سر هم كتابت گرديده و ( ظ . ) يك كاتب ( يا ناظر ) يك مورد آن را با قلم سرخ قلم گرفته است - بنا بر آنچه از عكس دستنوشت ظاهرست .
( 1025 ) 58 / 16 « بعضى از قرّا . . . » .
نگر : الكشّاف ، ج 1 ، ص 432 .
( 1026 ) 58 / 20 و 21 « به خداى تعالى » ، « بغيري » ، « معاونت » .
حركات از دستنوشت است ، و در آن ، ( ظ . ) به همان قلم ثانى .
( 1027 ) 58 / 24 « دمياطى » .
در دستنوشت ، ( ظ . ) با همان قلم ثانى ، روى « د » خط زده شده و بالايش « واو » نوشته شده است .
« دمياطى » : در اينجا ( ظ . ) منظور از دمياطى ، بكر بن سهل بن إسماعيل بن نافع دمياطى مكنى به ابو محمّد است . وى به سال 196 ه . ق . از مادر بزاد و به سال 289 ه . ق . در گذشت . او را كتابي است در تفسير قرآن .
« دمياط » به قول صاحب حدود العالم ، شهري است اندر مصر ميان درياى تنيس ، بر جزيرهاى و آن را كشت و برز نيست و از وى جامههاى صوف و كتان خيزد با قيمت بسيار .
( نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « دمياط » و « دمياطى » ) .
( 1028 ) 59 / 1 « قوله - تعالى - : . . . . » از نصّ عبارات قرآنى در عكس ، چيز زيادى پيدا نيست . از روى قرآن كريم نوشته شد .
( 1029 ) 59 / 6 « يعنى : عبد اللّه . . . » .
سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح - أعلى اللّه مقامه - چ شعرانى ، ج 3 ، ص 223 .
( 1030 ) 59 / 9 و 10 « ابو عبيد گويد : الضّرب . . . » .
شيخ جليل ، ابو الفتوح رازى - نوّر اللّه مرقده - ، در تفسيرنامهء گرانبارش در معناى « الضّرب في الأرض » نغزكى در كار كرده است :
« . . . ، و اصل اين كلمه هم از ضرب معروف است كه زدن باشد الّا آنست كه اين ضرب في الأرض بالرّجل أو بالرّاحله باشد چنان كه ما گوييم ما آن راه بكوفتيم ؛ و بعضى دگر گفتند : الضّرب في الأرض عبارتست از افراط در رفتن و مبالغه در او . . . » .
( تفسير شيخ ابو الفتوح - قدّس سرّه - ، چ شعرانى ، ج 3 ، ص 223 ) .
مىگويم : « راه يا بيابان يا . . . را كوفتن » از تعابير پيشينگان است كه امروز مهجور شده .
( 1031 ) 59 / 12 تا 14 « ( و أصابهم . . . يا قتل . ) » ، « ( فأصيبوا ) » ، « ( پس مرگ . . . رسانيدند ) » .
اين سه پاره كه ميان كمانكان نهادهايم در دستنوشت هست ، ولى عبارات تازىاش جزو آيت ارجمند
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٥١٧