كلمات توان ، توانگر ، توانا و توانستن به ضمّ اوّل ديده مىشود از جمله در ترجمهء تفسير طبرى ، الأبنية عن حقائق الأدوية ، هداية المتعلّمين في الطّب ، حدود العالم ، زين الاخبار و جامع الحكمتين . . . » .
( قابوس نامه ، ص 273 و 274 ) .
( 695 ) 31 / 3 « شريح » .
« شريح » : ابن حارث بن قيس بن جهم كندى مكنى به ابو اميه ، قاضى و فقيه معروف صدر اسلام ( ف .
كوفه 78 ه . ق . ) اصل او از يمن است و در عهد عمر قضاوت كوفه يافت . عثمان و امام على - عليه السّلام - و معاويه نيز او را بدين شغل ابقا كردند . او را در شعر و ادب مهارتى بود .
( نقل بتلخيص و تحرير از : فرهنگ فارسى دكتر معين ) .
( 696 ) 31 / 5 « غريم » .
« غريم » : وامدار ، قرض دار ، بدهكار ، مقروض ، مديون .
« بر تنت وامست جانت گرچه دير * باز بايد داد وام اى بد غريم » ( ناصر خسرو ) ( نقل بگزينش از : لغتنامهء دهخدا ) ( 697 ) 31 / 5 « معسر » .
« معسر » : تنگدست ؛ در ملخّص اللّغات آمده است : « المعسر : دشوار معاش . » ( ص 100 ) .
در مثنوى آمده است :
وام دار شرح اين نكته شدم * مهلتم ده ، معسرم ، زان تن زدم ( به كوشش دكتر توفيق ه . سبحاني ، ص 418 ) .
( 698 ) 31 / 5 « از رأس المال » .
اين عبارت در گوشهء زيرين رويهء 54 دستنوشت - شايد به قلمى ديگر - نوشته شده و طبعا بايد عبارت آغاز رويهء بعدي باشد . ما از اين روى آن را در متن ضبط كرديم .
در آغاز رويهء بعدي ، عكس دستنوشت چندان روشن نيست و تقريبا به قدر دو سه كلمه در عكس ما خوانده نمىشود كه البتّه شباهت ظاهرى هم به عبارت « از رأس المال » گويا ندارند . به همين سبب « از رأس المال » را پيش از شمارهء رويهء 54 قرار داديم و پس از آن چند نقطة به جاى آن دو سه كلمه .
« چيزى » ، « خيرّ لكم » ، « روز » ، « بوذ » .
دستنوشت كاملا روشن نيست ؛ ولى گمان به صحّت قرائت دارم .
( 699 ) 31 / 5 « . . . يعنى » .
نقطة چين را گذاشتيم چون در عكس دستنوشت بين « تعملون » و « يعنى » به قدر كلمهاى خالي به نظر مىرسد . شايد عبارت مربوط به آن قسمت در عكس ما پديدار نيست .
( 700 ) 31 / 6 « انّ الّذين . . . » .
البقرة / 277 .
« الصّالحات » در متن دستنوشت كتابت نشده ولى نشانى در متن نهاده شده و در حاشية چيزى كتابت شده كه در عكس ما روشن نيست ؛ بطبع بايد « الصّالحات » باشد .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٦٩