( 687 ) 30 / 17 « اگر آنچ » .
جايگاه « اگر » در دستنوشت چندان روشن نيست . اميدوارم درست خوانده باشم .
( 688 ) 30 / 19 « آذنوا » .
قرائتى ديگرست . در بارهء آن و معناش نگر : مجمع البيان ، ج 2 ، ص 673 ؛ همچنين : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - ج 2 ، ص 402 .
( 689 ) 30 / 20 « بگوئيذ « و ان تبتم » و اگر » .
اين جايگاه ، در دستنوشت چندان روشن نيست . از قرائتم مطمئن نيستم .
( 690 ) 30 / 20 « باز گرديد » .
در عكس دستنوشت سايهاى از « باز » ( يا « بار » ؟ ) ديده مىشود و واژگان سپسين معلوم نيستند ( تا آنجا كه پايان نقطة چينهاى ماست پس از « باز گرديد » ) .
« باز گرديد » را به اعتناى آن سايگك و سنجش معنائى ضبط كرديم .
در تفسير سورآبادى ( چاپ عكسى ، جلد اوّل ، [ گ . از روى دستنوشت دكتر جاويد ] ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، 1353 ه . ش . ) هم « باز گرديد » آمده است ( ص 163 ) .
به گواهى فرهنگنامهء قرآنى ( ج 2 ، ص 577 ) برخى پيشينيان واژهء تازى « توبة » را در ترجمه به « بازگشت ، باز گرديدن ، باز آمدن » برگرداندهاند .
بيهقى در تاج المصادر نوشته است : « التّوب و التّوبة و المتاب و التّتوبة : از گناه باز گشتن ؛ . . . » ( ج 1 ، ص 74 ) .
- و گواهان متن شناختى درين زمينه بسيارند .
( 691 ) 30 / 20 « مطالبت » شايد در دستنوشت پيش ازين واوى هم باشد . سايهاى شبيه به « واو » در عكس رؤيت مىگردد .
( 692 ) 30 / 21 « لكم » از عبارت شريف قرآنى « . . . فلكم . . . » .
آيا مصنّف فقط همين قسمت را براى بحث آورده يا چشم بنده « ف » را در عكس نمىبيند ؟ احتمال نخستين را بنيروتر مىپندارم .
( 693 ) 30 / 25 « ايشانرا » .
در دستنوشت : ايشا را . ( آيا ممكن است نمودار گونهاى آوايى باشد ؟ ) .
( 694 ) 31 / 3 « توانگرى » .
در دستنوشت ، تاء مضموم است ؛ اين ريخت تلفّظى ( مشتقّات توانستن به تاء مضموم ) در متنهاى پارسى بيسابقه نيست .
شادروان استاد دكتر غلام حسين يوسفي - عليه الرّحمة - در تعليقاتشان بر متن مصحّح قابوش نامه نوشتهاند :
« توانستن و مشتقّات آن در نسخهء أساس [ در تصحيح قابوس نامه ] همه جا با ضمّ تاء نوشته شده است و اين تلفّظ قديمي ظاهرا مبتنى بر صورت پهلوى كلمه «
tuvan ( i ) stan
» است . در كتابهاى قديمي نيز غالبا ضبط