تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
« بيوت » خواند زيرا كى تشبيهى به خانه‌هاى آدميان دارذ ؛ و گفته‌اند : ( 714 ) از آن جهت بيوت خواند كى حسن صنعت و صحّت قسمت در آن به كار داشته‌اند . مصنّف كتاب گويذ : « بيوت » خواند يعنى بيوتا و اىّ بيوت ، خانها و چى خانها ! ؛ و اين بطريق تعجّب است زيرا كى خانهاى آدميان مربّع است و از آن او مخمّس و هيچ آدمى درين عالم خانهء پنج گوشه نساخت ؛ اين طريق خاص مگس عسل را است .
« وَ مِنَ الشَّجَرِ »
در درختان و كوه و صحرا
« وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ »
ابن زيد گويذ : مراد رز و غير آنست . « يعرشون » اى يبنون . مراد منازل مردم است .
« ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ »
پس بخور از هر ثمرهء تلخ و شيرين ؛ و گفته‌اند : از عجايب جهان آن عجب‌تر است كى عسل از شكوفهايى ظاهر مىشوذ كى طبع و طعم آن مختلف است .
« فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ »
برو آنجا كى خذاى - تعالى - آن را مسخّر تو كرده است « ذللا » ذلل 2348 جمع ذلول است ؛ و آن حالى است از سبل . مجاهد گويذ : وعده نداذ او را بمكاني كى غير او دران مكان سلوب كرده باشذ ؛ « ذللا » حالى است از نحل ، اى مطيعة للّه - سبحانه و تعالى - ، يعنى مطيع باش خذايرا .
« يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ »
؛ تلقيه من فيها عسل ، بيابى 2349 از دهن وى عسل ؛ و از حسن روايت كرده‌اند كى او گفت : ( 715 ) لباب البرّ بلعاب النّحل بخالص السّمن ما عابه مسلم فجعله لعابا كالرّيق الدّائم الّذى يخرج من فم ابن آدم ، يعنى مغز گندم بلعاب مگس عسل بروغن پاكيزه هيچ مسلمان آن را عيب نكنذ عسل را لعاب نهاذ چون آب دهن آدمى كى دايم در دهن آدمى است ؛ و گفته‌اند : عسل از دهن مگس بيرون مىآيذ ؛ و دهن را بطن خواند زيرا كى دهن حكم شكم دارذ ؛ ديگر آنك پنهانست نه آشكار چنانك شكم باطن است نه ظاهر ؛ و گفته‌اند : از أسفل وى بيرون مىآيذ . امير المؤمنين گويذ - عليه السّلم - : امّا العسل فونيم ذباب ؛ و گفته‌اند : شب نم كى بر درختها مىنشينذ از درخت برگيزد و در خانهء خوذ برذ عسل شوذ ؛ و گفته‌اند : عسل از شكوفهاى مختلف ظاهر مىگردذ و آن چنان بوذ كى شكوفها برگيرذ و در آشيانهء خوذ برذ و بر زبر يكديگر نهذ . بمرور روزگار صورتش بگردذ و عسل شوذ ؛ و اين وجه ضعيف است زيرا كى خذاى - تعالى - مىفرمايذ :
« يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها »
الّا آنك بطن را تأويل گويذ .
« مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ »
رنگهاى آن مختلف بوذ : اسپيذ و سرخ و زرد ؛ و گفته‌اند : عسل اسپيذ
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 362 | جويا جهانبخش / أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ