« فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ »
بارى - تعالى - [ را ] مراد ازين خطابها ( 370 ) عمرست كى طبعش بصحبت اشراف كفار قريش ملتفت بوذ - چنانك پيش ازين بيان كرديم - ، و اين معنى ثعلبى در تفسير نقل كرده است . اگر ايشانرا برانى تو از جملهء ظالمان باشى - يعنى كافران . عمر توبت كرد و عذر خواست . « فتكون » جواب « و لا تطرد » ست 1846 ، و « تطرد » دوم 1847 ، جواب نهى است ؛ و گفتهاند : « من الظّالمين » اى من الضّاربين لنفسك بالمعصية الواضعين الطّرد في غيره ، و مراد اين قايل آنست كى خطاب با رسولست .
مصنّف كتاب گويذ : ديندارى نبوذ رسول را كى معصوم است ، عاصى خواندن .
هر آينه عصيان و ظلم بعمر نسبت كردن اوليتر كى در حضور رسول مبادرت و سبقت نمايذ بجواب ابو طالب از تعلّقى كى با قريش داشت ، كى برسول !
« سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ »
1848 ! چون رسول عصيان و ظلم روا دارذ و از وى صادر شوذ و از امّت واقع گردذ و بارى - تعالى - عصيان نمىپسندذ و به آن امر نمىفرمايذ چنانك فرموذ :
« إِنَّ اللَّهَ 1849 لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ »
و عصيان و ظلم از فحشاست و خذاى - تعالى - رسول برفع و دفع ظلم و عصيان فرستاذ و او نفس خوذ را از آن منع نكنذ ، مخالفت خذاى - تعالى - كرده باشذ و چون چنين بوذ ميان او و امّت هيچ فرق نبوذ و رسالت را نشايذ ! ( 371 ) و هيچ مسلمان اين نسبت برسول نكنذ .
قوله - تعالى - :
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 54 ]
وَ إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 54 )
چون نزد تو آيند - اى محمّد ! - آنانك ايمان آوردهاند و بآيات ما گرويذهاند ، سلام كن بر ايشان .
عكرمه گويذ : اين آيت در شأن سلمان و أبو ذر و عمار و حذيفة و مقداد و خبّاب و نظراء ايشان منزل شذ كى كفّار قريش خواستند كى رسول ايشانرا از حضرت خوذ برانذ .
خذاى - تعالى - رغم ايشانرا رسول را - صلّى اللّه عليه و آله - امر فرموذ كى چون پيش تو آيند تو سابق باش و بر ايشان سلام كن و ايشان را بگو : خذاوند و پروردگار شما رحمت خوذ براء شما واجب كرده است . چون اين آيت منزل شذ رسول گفت :
الحمد للّه الّذى 1850 جعل في امّتى من أمرني ان ابدأهم بالسّلام
، يعنى شكر و سپاس خذا كى در امّت من طايفهء آفريذه است و در متابعت من داشته و مرا فرموذه كى من ابتدا كنم بسلام كردن بر ايشان . كلبى