ميدهند ؟ گفتند : بلى . رسول گفت : شما مىدانيذ كى عيسى بدفع فضله محتاج بوذ ؟
گفتند : بلى . رسول گفت - صلّى اللّه عليه و آله - : پس دعوى شما چگونه است ؟ همه خاموش گشتند 752 . خذاى - تعالى - صدر سورة آل عمران فرو فرستاذ الى بضع و ثمانين آية .
قوله :
« الم * اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
بارى - تعالى - قسم ياذ مىكنذ به آلاء 753 خوذ و لطف و ملك خوذ ؛ و ميم درين موضع ( 66 ) متحرّكست بفتح از جهت 754 التقاء ساكنين ، و آن ميم و لام است .
« الْحَيُّ »
او آن 755 خذاست كى ادراك از وى صحيح است ؛ و گفتهاند : فعل 756 از وى صحيح بوذ .
« الْقَيُّومُ »
مجاهد و ربيع گويند : يعنى : قايم است بتدبير بندگان . جعفر صادق گويذ - عليه السّلم : يعنى : بقاء او دايم است .
« نَزَّلَ عَلَيْكَ »
فرو فرستاذ به تو - اى محمّد ! - ،
« الْكِتابَ »
قرآن ؛ و « تنزيل » و « انزال » بيك معنى است ، و گفتهاند : « تنزيل » مفصّل بوذ و « انزال » عام .
« بِالْحَقِّ »
ابن عبّاس گويذ : يعنى : بعدل . محمّد جرير 757 گويذ : بصدق ، يعنى :
براستى كى اختلاف در آن نيست ؛ و « بى » 758 سبب راست ، اى : بسبب اثبات الحقّ ؛ و محتمل است كى حال بوذ ؛ اى : محقّا ، چنانك گويند : خرج بسلاحه 759 ، اى مسلّحا .
« مُصَدِّقاً »
يخبر بصدق الأنبياء . يعنى : خبر مىدهذ براستى پيغمبران 760 . قتادة و مجاهد گويند : مصدّقا للكتب الّتى تقدّمت ، براست دارندهء 761 كتابهايى كى پيش از قرآن منزل شذ .
ابو مسلم 762 گويذ : تصديق قرآن كتابهاء پيشين را آنست كى كتب پيشين از آمذن قرآن خبر داذ و وقوع المخبر به 763 يجعل المخبر صادقا .
« لِما بَيْنَ يَدَيْهِ »
اين لفظ چيزى را گويند كى به بينند و تصرّف در آن ممكن بوذ ؛ همچنين استعمال كنند ( 67 ) در چيزى 764 كى در پيش چيزى بوذ غير بعيد منه 765 ، يعنى : از آن چيز دور نبوذ .
« وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ »
و فرو فرستاذ كتاب موسى - عليه السّلام - ؛ و آن مشتقّ است از 766 « ورى الزّند » يعنى : از آتش زنه چون آتش از آن ظاهر شوذ 767 ؛ و گفتهاند : از « تورية » ، زيرا كى در ان كنايات بسيارست . وزن آن نزد بصريان « فوعله » است چون « حوقله » . و او بتا قلب كردند ك « تخمة » و « تراث » ؛ و نزد كوفيان « تفعله » است بكسر عين . كسرهء آن بفتحه قلب كردند چنانك « جارات » در « جارية » و « ناصاة » در « ناصية » ؛ و گفتهاند تفعله است بفتح عين .
« وَ الْإِنْجِيلَ »
و كتاب عيسى - عليه السّلم - ؛ و اشتقاق آن 768 از « نجل » 769 است ، زيرا كى منبع علوم است ، و وزن آن افعيل .