تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
نوشته‌اند : عيسى بن مريم ، هيچ جا قرار نگرفتى و گرد جهان سياحت گردى ! سبب پرسيدند ؟ گفت : باشد كه قدم جائى گذاريم كه روزى صدّيقى آنجا گذر كرده تا قدمگاه او شفيع گناهان ما باشد !

سورهء - 110 - نصر - 3 - آيه - مدنى - جزو 30

تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند فراخ بخشايش مهربان . 1 -
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ .
( اى محمّد ) چون يارى خداوند و فتح مكّه به تو رسد - * - 2 -
وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً .
و مردمان را بينى گروه‌گروه در دين خداى درآيند ! - * - 3 -
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً .
پس خداى خويش را بستاى ( بسزا و سزاوارى ) و از او آمرزش خواه كه اوست خداى توبه‌پذير هميشه .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 110 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ،
گفتن بسم الله ، دل را پرنور كند ، سرّ را مسرور كند ، طاعت را مبرور كند و گناه را مغفور ! هرك را نام خدا در دل و بر زبان نقش بود اگرچه در آتش و آب باشد عيش او با نام خدا خوش باشد ! عزيز بنده‌اى كه در دل وى شوق خدا باشد ، بزرگوار بنده‌اى كه بر زبان وى ذكر خدا باشد ، هرك را در اين سراى انس كلام او است ، فردا او را در بهشت لذّت سلام او است . يكى از بزرگان دين در مناجات گويد : خدايا ، آنچه مرا درين جهان نصيب است به كافران ده و آنچه مرا در آخرت نصيب است به مؤمنان ده ! ! مرا درين جهان ياد و نام تو بس ! و در آن جهان ديدار و سلام تو بس !

سوره 110 آيه 1

1 -
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ .
آيه . چون اين سوره از آسمان نازل شد ، رسول خدا گفت : اى جبرئيل ، اين سوره از وفات ما خبر مىدهد كه راه فنا مىبايد رفت ! و شربت تلخ مرگ مىبايد چشيد ! و در خاك لحد مىبايد خفت ! جبرئيل گفت : اى سيّد بزرگوار ، آن جهان تو را به از اين جهان است و جوار حق تو را به از ديدار خلق ! اى سيّد ، هرچند كه راه فنا است امّا فنا راه بقا است و بقا وسيلهء لقا ! اى جوان‌مرد ، اگر در همهء جهان با كسى در مرگ رعايت و مسامحتى رفتى ، آن كس غير از محمّد مصطفى نبودى ! هرچند درّ يتيم بود كه از صدف قدرت بيرون آمد ! و آفتابى روشن بود كه از فلك اقبال بتافت ! با اين همه كرامت او را گفتند : تو هم مىميرى ! « 1 » اى سيّد ، قدم در اين سراى نهادى و جهان را زير قدم زدى ! بازآى به حضرت كه جهان ابد به تو روشن است و عرصهء قيامت در انتظار شفاعت تو است ! و جمال فردوسيان شيفتهء چهرهء تو است ! و آستان حضرت ما مشتاق قدم معرفت تو است ! اى سيد ، هرچه در آفرينش حلقهء درگاه ما مىكوبند ، تا تو نيائى يكى را جواب نيست و هيچ‌كس را بار نه ! اى جوان‌مرد ، به وفات پيغمبر پشت جبرئيل بشكست ! به ناديدن او دين اسلام خون گريست ! عجب نيست ! به مفارقت او ايمان به ماتم نشست ! پيغمبر از دنيا رفته ، ايوان كلمهء لا إله الّا اللّه بلرزيد ! هنگامى كه سعد معاذ ( صحابهء خاص ) از دنيا برفت پيغمبر فرمود : با مرگ سعد عرش خدا بلرزيد ! پس با مرگ خود او آن امور عجب نيست ! آخر نظرش به صحابه آنگاه بود كه حضرتش از حجره بيرون آمد ، تنش همه درد ، رخسارش همه زرد !
هامش
( 1 ) - اشاره به آيهء :إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَيعنى تو مردنى هستى و آنها هم مردنيند .