سورهء - 109 - كافرون - 6 - آيه - مكى - جزو 30
تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشندهء مهربان .
1 -
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ .
بگو ( اى محمّد ) به آن ناگرويدگان « 1 » - * -
2 -
لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
من نمىپرستم آنچه شما مىپرستيد - * -
3 -
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ .
و نه شما مىپرستيد آنچه من مىپرستم ! - * -
4 -
وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ .
و نه من پرستندهام آنچه شما مىپرستيد ! - * -
5 -
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ .
و نه شما مىپرستيد آنچه من مىپرستم « 2 » ! - * -
6 -
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ .
كيش شما شما را و كيش من مرا !
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 109 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ،
نام خداوندى كه نثار دل دوستان اميد ديدار او ، بهار جان درويشان در مرغزار ذكر و ثناى او ؛ هركس را بهارى است و بهار مؤمنان ياد وصال او ؛ هركجا راستى است آن راستى بنام او است ، هركجا شادى است آن شادى بصحبت او ؛ هركجا عيشى است آن عيش به ياد او ؛ هركجا سوزى است آن سوز به مهر او ، ملك امروز ياد شناخت او و ملك فردا ديدار و رضاى او ! اينست كرامت و منزلت و اينست سعادت و جلالت .
جلالتى نه تكلّف سعادتى نه گزاف * حقيقتى نه مجاز و مقالتى نه محال !
در سراى طرب چون بكوفت دست غمان * ز چرخِ وهم فروشد ستارگان خيال
سوره 109 آيه 1
1 -
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
تا آخر . مفسّران نوشتهاند در قرآن سورهاى بر شيطان سختتر از اين سوره نيست ، زيرا كه توحيد محض است ، و برائت از شرك ! و توحيد را دو باب است يكى توحيد اقرار و ديگرى توحيد معرفت ، توحيد اقرار يكتا گفتن است و توحيد معرفت يكتا دانستن است ، يكتا گفتن گواهى به يكتائى در ذات و صفات است كه در ذات از همسر و فرزند پاك است ! و در صفات از شبيه و نظير و مانند پاك ، صفات او نامحدود ، از فهمها و وهمها بيرون ! و كس نداند كه چون ! يگانه دانستن آنست كه او را در گفتار و كردار و لطف و فضل و رحمت و منّت يكتا و يگانه دانى ، شكر و منّت او راست و حول و قوّت او راست و نشان بندهء مؤمن آنست كه بىاجازت شريعت و طريقت كارى نكند و همواره پير و شرع باشد ، ظاهر به ميزان شريعت بركشد و باطن به ميدان حقيقت دركشد و نقطهء اصلى را از اعتماد به هر دو پاك دارد ، نه تنها اعتمادش به نفس خود باشد !
لطيفه : اى جوانمرد ، اگر از زمين تا آسمان همه را از عبادت خدا پر كنى ! چنان نبود كه ذرّهاى از خودى خود دست بدارى ! و خويشتن را نهبينى ، و خود را پسترين همه عالم بدانى اين است راه را نشانى .
از عارفى بزرگوار ، پرسيدند : از مشايخ گذشته آنچه ايشان را بود تو را هست ؟ گفت : درد نايافت آن هست ! در جمله ، تو را دلى بايد كه در آن درد و مصيبت نايافت باشد ! يا شادى عزّت يافت !
هامش
( 1 ) - اين سوره در مورد گروهى از مشركين نازل شد كه به پيغمبر پيشنهاد كردند : يك سال آنها بدين او باشند يك سال پيغمبر به دين آنها باشد كه خداوند اين جواب ردّ داد !
( 2 ) - در قرآن تكرار آيات بسيار است كه علاوه بر اثر تبليغ بيشتر ، با عادت و ذوق عربها نيز مناسبتر است و رعايت آن شرط عمدهء بلاغت است .