كه سر به گناه نهاده و از هول رستاخيز غافل مانده ! و نمىداند كه هرچه امروز مىبندد ، فرداش بايد بگشايد ! و هرچه امروز املا كند فرداش بايد بخواند ! اى مسكين ، امروز بارى آن املاء كن كه فردا بتوانى بخوانى ! و آن بار دربند كه فردا بتوانى بردارى ! و آن كار كن كه فردا تاب سزاى آن دارى ! آن روز مؤمنان را جامه از معاملت خواهد بود و مركب از طاعت و تاج از خدمت و رداء از حرمت و جمال روى از رنگ دل ! هرك را امروز دل به توحيد و معرفت خدا روشن است ، فردا روى وى سپيد و روشن باشد چون ماه شب چارده ! هرچند امروز حبشى رنگ باشد ! ! و هركس را امروز دل در شكّ و ترديد باشد ، فردا روى وى سياه و تاريك هرچند رومى رنگ باشد !
سوره 101 آيه 5
5 -
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ .
آيه . از هيبت رستاخيز ، كوهها از بيخ برآيند و زير و رو شوند ! و چون پشم زده در هوا بپراكنند ! لرزه بر زمين افتد ! خاك فرا جنبش آيد ، كوه به لرزه آيد ، نه نشيب ماند نه فراز ! همه راست گشته ! بالا و نشيب يكى شده !
سوره 101 آيه 6
6 -
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ .
آيه . آن كس كه رفتار وى پسند خدا باشد ، اگر يك نفس از سر سوز و نياز از او برآيد ، ترازوى نيكيهاى او را گران گرداند و آنكه خداوند از او ناخشنود باشد و عنايت ازلى او را دستگير نباشد ، اگر به همه روى زمين طاعت دارد ، در ترازوى عمل او پر پشهاى نسنجد ! بسا خفته در خواب خوش ، كه فرشتگان مىگويند : خدايا ، به حرمت و حشمت نفس اين آدمىزاد بر ما رحمت كن ! و بسا بيدار چشم كه فرشتگان از نفس وى به فرياد آمده مىگويند : خداوندا ، ما را از زحمت و ظلمت نفس اين بىحرمت به فريادرس !
لطيفه : - اى جوانمرد ، اگر با دلى پاك از خباثت و بدعت بخسبى ، بهتر از آنكه همه شب بيدار باشى و دل پر از هوا و هوس و شهوت باشد ! چه هركه اسير ديو است ، همه روزگار او شب است و هركه در حمايت دين است همه شبهاى او روز است .
سورهء - 102 - تكاثر - 8 - آيه - مكى - جزو 30
تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشندهء مهربان .
1 -
أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ .
نبرد كردن با يكدگر در انبوهى ، گروه شما را ببازى داشته ! - * -
2 -
حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ .
تا آنگاه كه ( براى نمايش بسيارى قبيله ) به ديدن و شماره كردن گورستانها رفتيد ! « 1 » و مردهها را شمرديد ! ! - * -
3 -
كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ .
نشايد نه چنين است براى جستن راه رستگى اين كار نشايد ، آرى ، به زودى آگاه مىشويد ( كه راه پيروزى و رستگى چنين نيست ) - * -
4 -
ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ .
پس باز نشايد ! آرى ، آگاه مىشويد ! - * -
5 -
كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ .
اگر شما مىدانستيد دانستن بىگمان و شكّ ؟ البته نبرد با يكدگر شما را مشغول به شماره و انبوهى قوم نمىكرد ! - * -
6 -
لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ .
به راستى شما آتش دوزخ را به چشم خواهيد ديد ! - * -
7 -
ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ .
باز آن را خواهيد ديد ديدنى به چشم بىگمانى - * -
8 -
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ .
پس آنگاه به راستى شما را از ناز و نعمت اين جهان
هامش
( 1 ) - شأن نزول اين سوره اين است كه پس از مبعث پيغمبر دو قبيلهء قريش به بسيارى شمارهء بر يكدگر فخر مىكردند و در يك گورستان شمارهء گورهاى قبيلهء بنى سهم بر قبيلهء عبد مناف سه گور بيشتر داشت ! اين بود كه براى آگاهى آنها از افتخار بيهوده ، اين سوره نازل شد .