تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
و مردگى ده در در پاكى از وحشت و زلّت ، و ما را به حضرت خويش بر ، نه تشويش‌زدهء كردار و نه شرمندهء روزگار !

سوره 103 آيه 3

3 -
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا
تا آخر آيه ، آدمى در زيان و كاهش است جز مؤمنان و كسانى كه به پايدارى حق و برقرارى راستى و به شكيبائى در امر دين و انجام تكليف‌ها توصيه و سفارش به يك دگر مىكنند ! چون تماميّت ايمان اوّلا به التزام به حقّ خداوند و ثانيا به پاى دارى و ثبات در آن است و سفارش به صبر هم از آن رواست كه كارها بيشتر با صبر و به كار بستن آن انجام مىگيرد چنان كه بعضى مفسّران
تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
را دربارهء حضرت على ( ع ) نوشته‌اند كه مظهر بردبارى بود .

سورهء - 104 - همزه - 9 - آيه - مكى - جزو 30

تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 -
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ .
« 1 » واى بر هر بدگوى ( طنّاز ) سخن چين ! - * - 2 -
الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ .
آنكه مال را برهم مىنهد و برهم مىشمارد ! - * - 3 -
يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ .
مىپندارد كه مال او هميشه ( ايدر ) پاينده دارد ! - * - 4 -
كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ .
نه چنين است ، او را در آتش شكننده افكنند ! - * - 5 -
وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ .
تو چه دانى كه دوزخ چه جائى است ؟ - * - 6 -
نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ .
آتشى كه خدا افروخته ( نه مردمان ) ! - * - 7 -
الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ .
آتشى كه به دل او مىرسد و او را بسوزاند ! - * - 8 -
إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ .
آن آتش بر آنها افكنده و پوشيده است ! - * - 9 -
فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ .
در عمودهاى دراز آتشين !

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 104 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ،
نام خداوندى كه عزيز است نام او ، عظيم است انعام او ، قديم است كلام او ، شيرين است پيغام او ، هر ذرّه از ذرّات عالم دليل است بر جلال و اكرام او ؛ هركجا شاهى است نقش بندگى بر جبين او است . خداوندى كه زمين خدمت ، بار نعمت او نكشد ! و آسمان شكر ، منّت او را برنتابد ! و دست وصف به شاخ جلال صمديّت او نرسد ، و چشم فلك سهيل جمال احديّت او نبيند ! پير طريقت گفت : الهى ، تو آنى كه خود گفتى و چنان كه خود گفتى چنانى ، عظيم شأنى و بزرگ احسانى و عزيز سلطانى ، ديّان و مهربانى ، هم نهانى هم عيانى ، ديده را نهانى و جان را عيانى ؛ من سزاى تو ندانم و تو دانى !

سوره 104 آيه 1

1 -
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ .
آيه . خداوند از كسانى خبر مىدهد كه در دنيا همّت آنان به گرد آوردن مال است از هر راه و از هر وجه كه باشد ! و به هر سوى همى دست زنند ، و از حرام و شبهت نپرهيزند ! و پيوسته در چنگال حرص و آز گرفتار باشند ! و قرين تكبّر و غرور گشته ، سركش و دشمنى روى به آنان نهاده ، هر يكى چون فرعون غرق طوفان طغيان شده ، يا چون قارون قرين فساد و تباهى گشته ! مال بدفرجام راه دين آنان زده و قدم بر خط خطا نهاده و سر از طاعت و عبادت برگردانيده و ابليس باد كبر بر دماغ آنها دميده و در مردم به
هامش
( 1 ) - اين آيه در وصف كافران عرب نازل شد كه هروقت پيغمبر يا ياران او را مىديدند ، به چشم و ابرو همى مىنمودند و طعنى همى مىزدند و سخن ناسزا مىگفتند ! كه بدفرجامى آنها ذكر شده .