گريان ، بعضى خندان ، لختى با كفر و نفاق ، جمعى با دين و ايمان ، آنگاه آنها را مدتى در خاك كند پنهان ! پس از آن زمين بجنباند به فرمان ! تا بيرون ريزد بار خود از آدميان و پريان ! اين است كه فرمود :
سوره 99 آيه 1
1 -
إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها ، وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها .
آيه . همهء اين سوره راجع به رستاخيز است و بيان حال و هول آن ! آن روز كه كوههاى پابرجا از بيخ بركنده شوند ! و چون پشم زده در هوا پراكنده گردند ! لرزه در زمين افكنند و خاك فرا جنبش آرند ! ماه از گردش بيفتد و آفتاب از فلك جدا شود ! دريا به جوش آيد و آب را آتش گرداند ! آسمان فروگشايند ، گرد از جهان برخيزد ! از هوا فرشته فرود آيد ، و از خاك مرده برآيد ! همه را در يك عرصه گرد آورند و همه را جزاى كار دهند ، مؤمنان را احسان و غفران و كافران را غل و زقّوم و قطران ! اين است كه فرمود :
سوره 99 آيه 8 - 7
7 -
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
! اى مسكين ، لختى بينديش تا چه كردهاى ؟ چه ساختهاى ؟ روز جزا ، آنچه از كردار و گفتار كرده و گفتهاى ، ذرّهاى فرونگذارند ! و همه را به حساب آرند ! و سزاى آن به تمامى بدهند ! آن روز فرياد و نالهء ستمكاران برآيد ، و خروش ستمديدگانه سرآيد ، توانايان اسير ناتوانان شوند ، بىنوايان بر توانگران امير شوند ، نيكوكاران خندان و شادان ! و بدكاران گريان و سوزان ، نه كس را زهرهء حمايت و نه كس را امكان عنايت باشد .
يكى از بزرگان دين گفته : هركه را توفيق رفيق و سعادت مساعد باشد از همهء وعظ قرآن همين آيت او را بس ! روز حساب مرد دانا چون بدانست كه در آن جهان از ذرّه تا خروار از نقير تا قطمير به حساب مىرسند و هيچ فروگذار نكنند ! پس دست به دامن پاكى و ورع زند و در معاملت گزافكارى نكند و همه را پيش خود حساب كند ، تا خود با ايمان بماند و مردم هم از قصد جنايت وى در امان باشند و او با اسلام بماند تا مردم از او به سلامت باشند ( كه گفتهاند : مسلمان كسى است كه مردم از دست و زبان او ايمن باشند . و پيغمبر فرمود : مؤمن كسى است كه جان و مال مردم از او در امان باشد .
سورهء - 100 - عاديات - 11 - آيه - مكى - جزو 30
تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند فراخ بخشاينده مهربان .
1 -
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً .
سوگند به اسبان غازى كه همىتازند و با آواز در تاختن همى نفس زنند « 1 » .
- * -
2 -
فَالْمُورِياتِ قَدْحاً .
پس از آن به اسبان آتش افروز از سنگ با سنبهاى خود ! - * -
3 -
فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً .
پس از آن به غارتكنندگان در بامداد ( دشمن را ) - * -
4 -
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً .
پس از آن بر هامون دشمن گرد انگيختند - * -
5 -
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً .
پس از آن در ميان سراى دشمن برهم فروآمدند - * -
6 -
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ .
به اين سوگندها ، كه آدمى خداى خود را ناسپاس است و فرومايه ! - * -
7 -
وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ .
و مردم خود دانند كه چنين است و بر خود گواهند - * -
8 -
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ .
و آدمى از بهر دوستى اين جهان و دوستى مال ، بخيل و دست فروبسته است - * -
9 -
أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا
هامش
( 1 ) - اين آيتها در وصف غازيان اسلام كه به جنگ قبيله كنانه رفته بودند نازل شده .