إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ .
اما آدمى ، چون خداوند او را بيازمايد و او را كرم كند و نعمت دهد پس آنگاه مىگويد : خداى من مرا گرامى داشت - * -
16 -
وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ !
و چون او را بيازمايد كه روزى بر او تنگ كند ، آنگاه مىگويد خداى من مرا خوار كرد ! - * -
17 -
كَلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ .
نه چنين است ! بلكه شما پدر مردگان را نمىنوازيد - * -
18 -
وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ .
و يك دگر را بر غذا دادن به بىنوايان برنمىانگيزيد - * -
19 -
وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا .
و مرده ريك را مىخوريد خوردنى به نهيب - * -
20 -
وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا .
و مال را دوست داريد دوست داشتن سخت و زياد - * -
21 -
كَلَّا إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا .
آرى ، چنين است ! چون زمين كوبيده شود كوبيدن سختى ! ( يعنى روشنائى جلال كبريائى نمايان گردد - * -
22 -
وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا .
و خداى تو ( اى محمّد ) بيايد و فرشتگان همه صفها كشيده ! - * -
23 -
وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرى .
و دوزخ را آن روز به ظهور آورند و آن روز آدمى متذكّر و متنبّه شود ! ولى كجا جاى پند پذيرفتن است ؟ - * -
24 -
يَقُولُ يا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَياتِي .
آنگاه آدمى گويد : اى كاش كردار نيك براى اين روز زنده شدن فرا فرستاده بودم - * -
25 -
فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ .
آن روز كسى را چون عذاب او عذاب نكنند - * -
26 -
وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ
و چون بند او كسى را نبندند ! - * -
27 -
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ .
( و در برابر او گويند : ) اى نفس آرميده و دل بر يقين « 1 » - * -
28 -
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً .
بازگرد بسوى خداى خويش ، پاداش گرفته و كردار خود پسنديده و خداوند از تو پسنديده ! - * -
29 -
فَادْخُلِي فِي عِبادِي .
پس با بندگان من درآى .
- * -
30 -
وَ ادْخُلِي جَنَّتِي .
و در بهشت من درآى ( اى نفس مطمئن ) .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 89 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- قدر بسم الله كسى داند كه دلى صافى دارد و در دل يادگار الهى دارد و لوح سينه از لوث غفلت پاك دارد ، و نظر خداوند پيش چشم دارد و خلوت
( هُوَ مَعَكُمْ )
نقش نگين يقين خود گرداند و عين بيدارى و هشيارى شود . تا چون نام او گويد ، طنين آن به گوشها آيد و غلغلهء عشق آن به جانها رسد !
سوره 89 آيه 1
1 -
وَ الْفَجْرِ .
آيه . خداوند گاهى به ذات خود و گاهى به صفات خود قسم ياد مىكند ! و گاهى به افعال خود ( مانند اين آيه ) سوگند ياد مىكند ، يعنى سوگند به بامداد محرّم كه اول سال است ، سوگند به بامداد ذىحجّه كه ماه حجّ و زيارت است و به بامداد روز آدينه كه حجّ درويشان است و به بامداد همهء روزها سوگند كه همه روز در همه سال هنگام مناجات دوستان است و ساعت خلوت عارفان ، سوگند به بامداد دل دوستان كه محل نظر خداوند جهان است و سوگند به روشنائى بامداد معرفت كه سبب آسايش مؤمنان و باعث راحت آنان است .
سوره 89 آيه 2
2 -
وَ لَيالٍ عَشْرٍ .
آيه . سوگند به شبهاى دهگانه ذىحجّه كه روز عرفه در آن است ، به شبهاى دهگانهء محرّم كه عاشورا آخر آن است ، به شبهاى آخر رمضان كه شب قدر در آن است . و به شبهاى دههء نيمهء شعبان كه شب
هامش
( 1 ) - نفس مطمئنه نفس آدمى است كه ايمان يقين به خدا دارد و به قضاء الهى راضى و دلش آرام به آرامش يقين است و هيچ شك و ترديد در آن نيست .