تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
قومى كه ز هرچه دون ما ، پاك زدند * آتش ز غمان دل ، در افلاك زدند
از هرچه برون ما است ، چون دور شدند * بر عرش رسيده خيمه بر خاك زدند !

سوره 73 آيه 9

9 -
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا .
آيه . چون مىدانى كه خداى جهان و جهانيان او است ، دارنده بندگان و پرورندهء آنان او است ، كاردان و نگهبان او است ، او را وكيل و كاردان خود ساز و بدان كه او بسنده‌تر از همه كارسازان است ، از تكاپوى خود و شغل خود يكسره بيرون آى و خود را يكسره به او سپار ، روى از همه بگردان و تكيه بر تقدير او كن و دل از خلق بردار و به تدبير او بگذار ، تا راه طلب بر تو روشن شود و سعى و كوشش تو عبث نگردد ! او خداوند يگانه است و بنده بايد خواسته خود را تنها از او خواهد كه گفته‌اند :
مرد يگانه را سرِ عشقِ ميانه نيست * عشق ميانه درخورِ مردِ يگانه نيست
يا عشق ، يا ملامت ، يا راه عافيت * جز جان مرد ، تير بلا را نشانه نيست

سوره 73 آيه 10

10 -
وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ .
آيه . چند جاى قرآن رهبر مردمان را به صبر و شكيبائى فرمان داد ، زيرا كه ترياق بلا صبر است و نشان اهل محبّت و ولاء صبر است ، صبر در محنت بس كارى نيست كه آن خود خلق را عادت است ! مرد مردانه آنست كه در نعمت صبر كند و قدم بر جادّه بندگى نگه دارد ، و از رقم خويش در نعمت پاى بيرون ننهد ، نمرود و قارون و فرعون و هامان و مانند ايشان كه در درياى هلاك غرق شدند ، همه نتيجهء بىصبرى بود كه آدمى در نعمت ، كفور و عنود است و قدمش در نعمت بر جاى نماند و از حدّ خويش درگذرد ، لاجرم در دنيا سرانجام كارشان هلاكت و در عقبى آتش دوزخ باشد كه :
إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً .
( تفسير آن گذشت )

سورهء - 74 - المدثّر - 56 - آيه - مكى - جزو 29

تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوند جهان‌دار دشمن‌پرور به بخشايندگى و دست‌بخشاى به مهربانى . 1 -
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ .
اى جامه در خود كشيده - * - 2 -
قُمْ فَأَنْذِرْ .
برخيز و مردم را بياگاهان . - * - 3 -
وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ .
و خداى خويش را بزرگ دان و بزرگ شناس از هر چيز بزرگتر - * - 4 -
وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ .
و جامهء خويش را پاك دار ، و نام خويش نيكودار و خوى خود راست دار و كار خويش پسنديده ساز . - * 5 -
وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ .
و از بدنامى ( و بت‌پرستى ) دورى جوى ، و از آلودگى بپرهيز - * - 6 -
وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ
و چيزى مده كه تو را بيش از آن و به از آن دهند ! - * - 7 -
وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ .
و از بهر خداى خويش شكيبائى كن - * - 8 -
فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ .
پس آنگاه كه در صور دمند - * - 9 -
فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ
آن روز روز دشوارى است - * - 10 -
عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ .
بر كافران نه آسان است - * - 11 -
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً .
مرا بگذار با آن كس كه او را آفريده‌ام - * - 12 -
وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً .
او را پيوسته مال بسيار دادم - * - 13 -
وَ بَنِينَ شُهُوداً .
و پسران حاضر پيش او دادم - * - 14 -
وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً .
و او را كار ساختم كار ساختنى - * - 15 -
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ .
پس از آن اميد دارد كه بيفزايم - * - 16 -
كَلَّا
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 567 | احمد بن محمد ميبدى